نتایح جستجو

  1. FakhTeh

    و زندگی آنقدر کوچک شد تا در چاله‌ای که بارها از آن پریده بودیم افتادیم - گروس عبدالملکیان

    و زندگی آنقدر کوچک شد تا در چاله‌ای که بارها از آن پریده بودیم افتادیم - گروس عبدالملکیان
  2. FakhTeh

    پس زندگی همین قدر بود؟ برفی که سال‌ها بیاید و ننشیند؟

    پس زندگی همین قدر بود؟ برفی که سال‌ها بیاید و ننشیند؟
  3. FakhTeh

    و درد که این بار پیش از زخم آمده بود

    و درد که این بار پیش از زخم آمده بود
  4. FakhTeh

    چه خانم هنری‌ای. زیبا.

    چه خانم هنری‌ای. زیبا.
  5. FakhTeh

    چشمت پرنور. شب تو هم بخیر.

    چشمت پرنور. شب تو هم بخیر.
  6. FakhTeh

    اوهوم.. خوبی کتاب خوندن همینه. حرفا هیچ عجله ای برای فهمیده شدن ندارن.. اینم ایده‌ی خوبیه. پس...

    اوهوم.. خوبی کتاب خوندن همینه. حرفا هیچ عجله ای برای فهمیده شدن ندارن.. اینم ایده‌ی خوبیه. پس هر وقت خواستی بگو. دیگه دو شد. شبت بخیر واقعی
  7. FakhTeh

    اون دیالوگ اولین برخوردم با درویش بود. حس می‌کنم منم قراره دوستش داشته باشم. ولی یه ذره یواش...

    اون دیالوگ اولین برخوردم با درویش بود. حس می‌کنم منم قراره دوستش داشته باشم. ولی یه ذره یواش می‌گیرم حرفاشو. مثلا روز بعد. هفت کور هستن توی داستان. ولی نمی‌دونم کدوم بخش منظورته. خب خوبه. نیتم هم همین بوده.. ولی بازم ناراحتم که نامتناهی نیست. منم همین‌طووور خلاصه اسفند دود کن برای خودت.
  8. FakhTeh

    کسی چه می‌داند، شاید روح حافظو تسخیر کردم مجبورش کردم برام خدمت کنه 😔

    کسی چه می‌داند، شاید روح حافظو تسخیر کردم مجبورش کردم برام خدمت کنه 😔
  9. FakhTeh

    حتماااا تا اینجا دوستش داشتم.. چند شبه قبل از خواب چند صفحه می‌خونم،‌ پس خیلی سریع پیش نمیرم...

    حتماااا تا اینجا دوستش داشتم.. چند شبه قبل از خواب چند صفحه می‌خونم،‌ پس خیلی سریع پیش نمیرم. اینطوریه که در طول روز یهو رندوم یاد تیکه‌های مختلفش میوفتم و بهش فکر می‌کنم. مثل اون حرف درویش. از این جهت دوستش دارم، خوندن کتاب‌های اینطوری خوش می‌گذره. پرنور. خب کاش حداقل بیشتر می‌نوشتم ذخیره...
  10. FakhTeh

    البته که تو گفتی.. چون تو گفتی دارم می‌خونم. بقیه‌شون رو هم می‌خونم یواش یواش. خب پس خوبه...

    البته که تو گفتی.. چون تو گفتی دارم می‌خونم. بقیه‌شون رو هم می‌خونم یواش یواش. خب پس خوبه. پیشاپیش خسته نباشی. فردا که سبکی استراحت و چایی یادت نره. هیحیییی اتفاقا این چند روز داشتم فکر می کردم آیا بازم از بطری چیزی باز کردی یا نه. ولی روم نشد بپرسم ازت. چی نوشته بود؟ امروز کلا روز ساکتی بود...
  11. FakhTeh

    امیدوارم هر چه زودتر تلگرام وصل بشه و مجبور به خرید اشتراک نباشم دیگه. من بیشتر خوشحالم که برام...

    امیدوارم هر چه زودتر تلگرام وصل بشه و مجبور به خرید اشتراک نباشم دیگه. من بیشتر خوشحالم که برام فرستادی. بازم کلییی مرسی
  12. FakhTeh

    کاش ری‌اکشن گریه داشتیم. می‌خوام گریه بدم ولی سد نیستم که ری‌اکشن سد بدم. متین اینطوریه که من...

    کاش ری‌اکشن گریه داشتیم. می‌خوام گریه بدم ولی سد نیستم که ری‌اکشن سد بدم. متین اینطوریه که من میگم دارم زنده می‌مونم منو نازی نازی می‌کنه:loudly-crying-face::loudly-crying-face: تو خودت چرا بیداری؟ ساعت یکه
  13. FakhTeh

    اوهوم اوهوم

    اوهوم اوهوم
  14. FakhTeh

    دفتر درد و دل دفتر | دفتر درد و دل کاربر FakhTeh

    درویش به او نگاهی انداخت. «جوان! آدمی که تند راه بره حکما باید تند راه بره. اما حکم آدمی که آهسته راه بره معلوم نیست. باید تند راه بره؟ یا باید آهسته راه بره؟» - من او، رضا امیرخانی
  15. FakhTeh

    اول فکر کردم رهاست. سلام بهت. اول از همه خیلی کار خوبی کردی و خوشحالم کردی با پیامت. توگوش؟ بعد...

    اول فکر کردم رهاست. سلام بهت. اول از همه خیلی کار خوبی کردی و خوشحالم کردی با پیامت. توگوش؟ بعد من رفتم پول اشتراک ملودیفای دادم. حتما باید از این بند بیشتر گوش بدم.. این یه دونه یه وایب خاصی داشت (درست مثل همه‌‌ی چیزهایی که تو می‌فرستی) همزمان هم جدید بود، هم آشنا. یه‌‌طوری که انگار قبلا...
عقب
بالا