کد رمان: 5793
ناظر: @Ala.Rigi
خلاصه:
مهندس آرمیده، به تجویز پزشک خصوصی خود، داروی میگرن میخورد و بعد از آن، نجواهایی میشنود که هیچ کس دیگری نمیشنود. صداهایی از درون دیوار، از پشت آینه، از داخل سینهٔ زنی که دوستش دارد. زن فکر میکند دارد دیوانه میشود. اما وقتی صداها شروع به پیشبینی آینده...