نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

داستان داستان فارسی | آیینه

  • نویسنده موضوع Negar-
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها 158
  • کاربران تگ شده هیچ

Negar-

مدیر بازنشسته
سطح
35
 
ارسالی‌ها
4,128
پسندها
36,415
امتیازها
74,373
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #1
همش صداهای عجیب از توی خونه میومد و نمیدونستم دلیل این همه اتفاق چیه. کسایی که ی سری حرفا بهم میزدن رو خرافاتی میدونستم تا اینکه اون شب عجیب ترین چیز عمرم رو دیدم. من اون شب که میخواستم بخوابم از توی آیینه یکیو دیدم که از راهرو اتاق خوابمون اومد با سرعت رفت تو دیوار دستشویی و تا سرمو برگردوندم دیدم هیچ خبری نیست و همه چی تموم شده بود. سریع اومدم توی راهرو و جالبیش اینجاس خانواده هم بیدار بودن و هیچ واکنشی نشون ندادن.

حتی وقتی گفتم شما ندید یکی رفت تو دیوار دستشویی، باهام شوخی کردن و آخرش گفتن نه. بعد از چند دقیقه صدای شیر دستشویی اومد که هرکی مینداخت گردن اون یکی که تو شیر آب رو یادت رفته باز گذاشتی الان ساکتیم صداش میاد و فقط من بودم که اون صحنه عجیب رو دیدم.
منبع: اتاق فرار انیگما
 
امضا : Negar-
عقب
بالا