- ارسالیها
- 2,141
- پسندها
- 5,505
- امتیازها
- 28,973
- مدالها
- 16
- نویسنده موضوع
- #1
راننده اتوبوس آسایشگاه روانی...
- در سال ١٩٩٠ راننده اتوبوسی براي يك اسايشگاه روانی كار ميكرد. روزی او مامور شد تا تعداد بيست بيمار روانی را از يك اسايشگاه به اسايشگاه ديگری انتقال دهد.
در ميان راه ناگهان تشنه اش ميشود و تصميم ميگيرد برای دقايقی از اتوبوس پياده شده و به مغازه برود و نوشيدنی بنوشد.
اما به تصور انكه بيماران روانی هرگز قادر به فرار نيستند در اتوبوس رو قفل نميكند. سپس بعد از نوشيدن كمی ابجو باز به اتوبوس باز ميگردد اما متوجه ميشود تمام بيماران از اتوبوس فرار كردند.
او كه ميدانست اگه رئيس اسايشگاه متوجه اين اتفاق شود كارش را از دست خواهد داد تصميم به كار عجيبی گرفت.
- در سال ١٩٩٠ راننده اتوبوسی براي يك اسايشگاه روانی كار ميكرد. روزی او مامور شد تا تعداد بيست بيمار روانی را از يك اسايشگاه به اسايشگاه ديگری انتقال دهد.
در ميان راه ناگهان تشنه اش ميشود و تصميم ميگيرد برای دقايقی از اتوبوس پياده شده و به مغازه برود و نوشيدنی بنوشد.
اما به تصور انكه بيماران روانی هرگز قادر به فرار نيستند در اتوبوس رو قفل نميكند. سپس بعد از نوشيدن كمی ابجو باز به اتوبوس باز ميگردد اما متوجه ميشود تمام بيماران از اتوبوس فرار كردند.
او كه ميدانست اگه رئيس اسايشگاه متوجه اين اتفاق شود كارش را از دست خواهد داد تصميم به كار عجيبی گرفت.