دلدارم تو جانانم تو من کویری تشنه بارانم تو
همراهت من همرازم تو آغازم تو آوازم تو
میگردم میگردم سرگردانم افتاده افتاده آتش بر جانم
تنها در باران آوازم تو همرازم تو آوازم تو
ای پایان تنهایی تو تعبیر رویایی من مجنونم تو لیلایی
ای پایان تنهایی تو تعبیر رویایی من مجنونم تو لیلایی
دلدارم تو جانانم تو من کویری تشنه بارانم تو
همراهت من همرازم تو آغازم تو آوازم تو
هان ای طبیب عاشقان
دستی فروکش بر سرم
تا بخت و رخت و تخت خود
بر عرش و کرسی بر برم
بر گردن و بر دست من
بربند آن زنجیر را
بر گردن و بر دست من
بربند آن زنجیر را
افسون مخوان، ز افسون تو
هر روز دیوانه ترم
افسون مخوان، ز افسون تو
هر روز دیوانه ترم
هان ای طبیب عاشقان
دستی فروکش بر سرم
تا بخت و رخت و تخت خود
بر عرش و کرسی بر برم
بر گردن و بر دست من
بربند آن زنجیر را
بر گردن و بر دست من
بربند آن زنجیر را
افسون مخوان، ز افسون تو
هر روز دیوانه ترم
افسون مخوان، ز افسون تو
هر روز دیوانه ترم
ای طبیب عاشقان
دستی فروکش بر سرم
تا بخت و...
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
نه تا قول تنگ غروب سه تا پری نشسته بود
زارو زار گریه میکردن پریا مثه ابرای بهار گریه میکردن پریا
گیسشون قد کمون رنگ شبق
از کمون بلندترن از شبق مشکیترن
روبروشون توو افق شهر غلامای اسیر
پشتشون سردو سیاه
قلعه ی افسانه ی پیر
از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر میومد
از توی برج ناله ی شبگیر میومد
پریا گشنتونه پریا تشنتونه
پریا خسته شدین مرغ پر بسته شدین
چیه این های هایتون
گریتون وای وایتون
پریا هیچی نگفتن
زارو زار گریه میکردن پریا
مثه ابرای بهار گریه میکردن پریا
پریای نازنین چتونه زار میزنین
توی این...