- ارسالیها
- 2,801
- پسندها
- 9,519
- امتیازها
- 33,973
- مدالها
- 30
- نویسنده موضوع
- مدیرکل
- #1
نیلسون و نلی خیلی دوست دارن که همراه پدربزرگشون به پارک برن! اونا بابابزرگشون رو خیلی خیلی دوست دارن!

ولی بابابزرگ خیلی مریضه و توی بیمارستان بستریه و همیشه چشمهاش بسته است! دستگاه کنار تخت بابابزرگ میگه:
بیپ! بیپ! بیپ!
نلی از مادرش میپرسه:
چرا پدربزرگ نمیتونه با من شعر بخونه؟
مامان میگه:
بابابزرگ هنوز میتونه صدای تو رو بشنوه! قلب اون داره با تو آواز میخونه!

توی خونه، نیلسون و نلی پشت پنجره منتظرن!
مامان و بابا خیلی طولانی توی بیمارستان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش