- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
داستان کودکانه مامان ناهار چی داریم؟
تامی داشت با دوستهاش بازی میکرد! نزدیک ظهر بود! ناگهان خواهر تامی، تارا از خونه اود بیرون و گفت:
تامی، زود باش! مامان داره ناهار درست میکنه!
تامی شروع کرد به دویدن! دوستهای تامی ازش پرسیدن:
تامی! داری کجا میری؟
[IMG...

تامی داشت با دوستهاش بازی میکرد! نزدیک ظهر بود! ناگهان خواهر تامی، تارا از خونه اود بیرون و گفت:
تامی، زود باش! مامان داره ناهار درست میکنه!

تامی شروع کرد به دویدن! دوستهای تامی ازش پرسیدن:
تامی! داری کجا میری؟

[IMG...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.