همه ملت‌ها افسانه ستاره سهیل

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Anoosh.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 3
  • کاربران تگ شده هیچ

Anoosh.

کاربر نیمه فعال
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
624
پسندها
824
امتیازها
6,273
مدال‌ها
9
  • نویسنده موضوع
  • #1
ستاره سهیل

در جنوب ستاره سهیل که در آسمان نمایان می شود هوا رو به خنکی می رود. پدربزرگم می گفت: سهیل زنی بود اهل گرمسیر. سال قحطی بود و مردان برای آوردن لقمه ای نان به سرزمین های دور دست رفته بودند.گرسنگی بی داد می کرد و قوتی جز آب تلخ چاه در سفره نبود.

در یک ظهر آتش بار تاب ستان، زن همسایه لنگر در را می کوبد. رنگی به رخ و قوتی در پا ندارد. سهیل را وسوسه می کند، برای بقا، بچه هایشان را بخورند. سهیل لب می گزد و امتناع می کند. همسایه می گوید: شوهرانشان که برگردند، دوباره بارور می شوند. اما این اوضاع همه اشان را به کام مرگ می برد. سهیل تسلیم می شود. زن می گوید: چون تو به تردید دچاری، اول فرزند تو را بخوریم، نکند که پشیمان شوی.سهیل به اشک و آه می پذیرد.
کودک را که می خورند، زن همسایه از...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا