- تاریخ ثبتنام
- 29/7/25
- ارسالیها
- 1,328
- پسندها
- 4,306
- امتیازها
- 20,073
- مدالها
- 19
- نویسنده موضوع
- #1

شان و خواهرش ويولت مىروند تا عمويشان جيم را براى تعطيلات تابستان ملاقات كنند. او توى خانهاى قديمى كنار ساحل زندكى مى كند. جيم ملوان است و چیزهای عجيب و جالبى از دريا جمعآوری كرده.
با گشتن اتاق پشتی، شان و ويولت يک صندوق قفل شده پیدا میكنند، صندوق با زنجيرى سنگین وك کهنه پیچیده شده و با قفلى زنگزده و بزرگ قفل شده؛ اما آنها بازش مىكنند. در را به آرامى بالا مىبرند و میبينند كه جعبه پر است از جعبههاى قديمى.
جعبهای زير جعبههاى دیگر مخفى شده که پر از گرد و خاک است.
آهنگ ناخوشايندى از آن نواخته میشود و عروسكى خيلى زشت از آن بيرون میجهد؛ يك دزد دريايى پیر با سربندی قرمز و کثیف روى موهاى چرب و بلندش، آثار زخم روى...
با گشتن اتاق پشتی، شان و ويولت يک صندوق قفل شده پیدا میكنند، صندوق با زنجيرى سنگین وك کهنه پیچیده شده و با قفلى زنگزده و بزرگ قفل شده؛ اما آنها بازش مىكنند. در را به آرامى بالا مىبرند و میبينند كه جعبه پر است از جعبههاى قديمى.
جعبهای زير جعبههاى دیگر مخفى شده که پر از گرد و خاک است.
آهنگ ناخوشايندى از آن نواخته میشود و عروسكى خيلى زشت از آن بيرون میجهد؛ يك دزد دريايى پیر با سربندی قرمز و کثیف روى موهاى چرب و بلندش، آثار زخم روى...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.