- تاریخ ثبتنام
- 21/5/19
- ارسالیها
- 6,147
- پسندها
- 15,471
- امتیازها
- 61,873
- مدالها
- 27
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
بدنم کرخت و بیحس بود و زبانم کف دهانم چسبیده بود. نمیتوانستم بگذارم بابا را ببرند؛ اما نمیدانستم چهکار باید بکنم. آنها او را کشیدند و بردند و توی قفس گاری انداختند.
منبع: نشر هوپا