معرفی کتابخانه نیمه‌شب | مت هیگ

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع FATMAGOL
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 7
  • بازدیدها بازدیدها 25
  • کاربران تگ شده هیچ

FATMAGOL

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
27/9/19
ارسالی‌ها
1,685
پسندها
40,975
امتیازها
61,573
مدال‌ها
27
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
گاهی وقتی به زندگی‌مان نگاه می‌کنیم، کوهی از حسرت می‌بینیم. حسرت کارهای نکرده، حسرت انتخاب ها و تصمیم هایی که گرفته‌ایم. مدام به این فکر می‌کنیم اگر تصمیم متفاوتی گرفته بودم چه می‌شد؟ اگر تمام مسیری که آمده‌ام اشتباه باشد چطور؟ اگر می‌توانستم با انتخاب های متفاوت، زندگی متفاوت‌تری تجربه کنم چطور؟ این افکار باعث می‌شود مدام به این فکر کنیم که اشتباه کرده‌ایم یا اصلا اشتباه زندگی کرده‌ایم. در احساس ناامیدی، غم و حسرت غوطه‌ور می‌شویم. تنها چیزی که می‌بینیم تاریکی است. هیچ نور و امیدی نیست. انگار در باتلاق بی‌معنایی و بی‌ارزشی فرو رفته‌ایم. احساس می‌کنیم تمام تلاش هایمان بیهوده بوده است و هیچ امیدی برای تغییر و بهبود نداریم. در این مطلب از کلینیک روانشناسی آگاه به معرفی کتاب کتابخانه نیمه شب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : FATMAGOL
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] L A D Y

FATMAGOL

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
27/9/19
ارسالی‌ها
1,685
پسندها
40,975
امتیازها
61,573
مدال‌ها
27
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
خلاصه‌ای از کتاب کتابخانه نیمه شب
کتابخانه نیمه شب اثر مت هیگ، برنده جایزه بهترین کتاب داستانی گودریدز در سال 2020 شده است. کتابخانه نیمه شب رمانی است که زندگی دختری به نام نورا را روایت می‌کند. نورا حسرت زیادی بابت انتخاب‌هایش دارد. فکر می‌کند زندگی‌اش بی‌فایده بوده است. او مدام به این فکر می‌کند که اگر تصمیم متفاوتی می‌گرفت، شاید اوضاع زندگی‌اش جور دیگری بود. او تصمیم می‌گیرد به زندگی‌اش پایان دهد ولی ناگهان اتفاقی می‌افتد و وارد کتابخانه‌ای می‌شود که پر از کتاب است. هر کتابی که در کتابخانه است، زندگی دیگر نورا است که می‌توانسته داشته باشد.

نورا فرصت تجربه‌ی زندگی های دیگر خود را می‌یابد. شروع می‌کند به انتخاب کردن هر زندگی‌ای که روزی خیالش را داشته است. او بی‌شمار انتخاب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : FATMAGOL
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] L A D Y

FATMAGOL

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
27/9/19
ارسالی‌ها
1,685
پسندها
40,975
امتیازها
61,573
مدال‌ها
27
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
چرا باید کتاب کتابخانه نیمه شب را بخوانیم؟
ممکن است بارها در مسیر زندگی‌مان شک کرده‌ باشیم. شک به انتخاب‌ها و تصمیم‌هایی که گرفته‌ایم. ما در مرحله‌های متفاوت زندگی‌مان تصمیماتی می‌گیریم که متناسب با آن شرایط بوده‌اند. خوب و بدی وجود ندارد. ما از نتایج تصمیماتی که می‌گیریم آگاه نیستیم. ابهام و عدم اطمینان بخشی از زندگی‌مان است. می‌توانیم این موضوع را به عنوان تجربه‌ی انسان بودن‌مان بپذیریم، اینکه نمی‌توانیم هیچوقت از نتیجه‌ی تصمیمی که گرفته‌ایم مطمئن باشیم. گاهی هم از زندگی این انتظار را داریم که تماما شادی و موفقیت باشد اما مگر می‌‌شود؟ می‌شود انسان بود و رنجی نبرد؟ امکانش است همیشه همانطوری پیش برود که ما دلمان می‌خواهد؟ می‌شود که مسیر زندگی‌مان بدون هیچ چالشی باشد؟
 
امضا : FATMAGOL
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] L A D Y

FATMAGOL

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
27/9/19
ارسالی‌ها
1,685
پسندها
40,975
امتیازها
61,573
مدال‌ها
27
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
کتابخانه نیمه شب از طریق ماجراجویی شگفت‌آور، زیبا و پرمعنی خواننده را به تامل در مورد معنای واقعی زندگی می‌اندازد. این که می‌توان همیشه خوشحال بود؟ می‌توانیم همه چیز را پیش بینی کنیم؟ می‌توانیم مطمئن باشیم تصمیمی که می‌گیریم بهترین تصمیم است و چه نتیجه‌ای به همراه دارد؟ این کتاب به ما کمک می‌کند در مورد ارزش‌های زندگی تفکر کنیم. از طریق ماجراجویی‌های نورا، می‌توانیم به درک عمیق‌تری از خود‌مان و مسیر‌مان پیدا کنیم. کتابخانه نیمه شب باعث می‌شود پرسش‌های عمیق و مهمی در مورد زندگی برای‌مان ایجاد شود. پرسش‌هایی در مورد مرگ، خوشبختی، معنا. ما در این کتاب شاهد مسیری هستیم که نورا طی می‌کند تا از غم و اندوهی که دچارش است به پذیرش و صلح با خودش برسد.
 
امضا : FATMAGOL
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] L A D Y

FATMAGOL

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
27/9/19
ارسالی‌ها
1,685
پسندها
40,975
امتیازها
61,573
مدال‌ها
27
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
بخشی از کتاب کتابخانه نیمه شب
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم
:

«زندگی الگوهای متفاوتی داره. ریتم داره. وقتی توی یه زندگی گیر افتاده باشیم، خیلی راحت ممکنه توی خیالاتمون تصور کنیم که زمان‌های غم‌انگیز یا ناراحت‌کننده یا شکست یا ترسمون نتیجة بودن توی اون زندگی خاصه، که فکر کنیم همه اتفاقات نتیجة اون شیوة خاص زندگی کردنه، نه نتیجة اون شیوة خاص زندگی کردنه، نه نتیجة صرفا زندگی کردن. منظورم اینه که اگه می‌فهمیدیم هیچ شیوة زندگی‌ای نیست که بتونه ما رو در برابر غم ایمن کنه، همه چیز خیلی ساده‌تر می‌شد. فقط باید بفهمیم که غم هم در عمل بخشی از ذات شادیه. نمی‌شه شادی رو داشت و غم رو نداشت. البته هر دوی اینها برای خودشون حد و اندازه‌ای دارن، اما هیچ زندگی‌ای وجود نداره که توش بتونیم تا ابد غرق...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : FATMAGOL
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] L A D Y

FATMAGOL

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
27/9/19
ارسالی‌ها
1,685
پسندها
40,975
امتیازها
61,573
مدال‌ها
27
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6
در بخشی دیگر از کتاب کتابخانه نیمه شب می‌خوانیم: «همه وقتمون رو هم صرف آرزوی داشتن یه زندگی متفاوت یا مقایسة خودمون با بقیه و همین طور نمونه های دیگة خودمون توی زندگی های دیگه می‌کنیم، در حالی که هر زندگی‌ای شامل حدی از خوبی و حدی از بدیه.»

در بخشی دیگر از کتاب می‌خوانیم: «خیلی سخت نیست که خودمان را از دریچه‌ی چشم دیگران ببینیم و آرزو کنیم به همان شکلی بودیم که آنها ما را می‌بینند. حسرت خوردن و تا ابد در حسرت غرق شدن آسان است. مشکل اصلی حسرت زندگی هایی نیست که تجربه‌شان نکرده‌ایم. مشکل اصلی خود حسرت است. حسرت است که باعث می‌شود در خودچروکیده و پژمرده شویم و حس کنیم بزرگ‌ترین دشمن خودمان و دیگران هستیم.»
 
امضا : FATMAGOL
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] L A D Y

FATMAGOL

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
27/9/19
ارسالی‌ها
1,685
پسندها
40,975
امتیازها
61,573
مدال‌ها
27
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #7
در بخشی دیگر از کتاب کتابخانه نیمه شب می‌خوانیم: «برای همه چیز بودن لازم نیست همه چیز را تجربه کنیم، چون همین حالا هم بی پایان هستیم، تا زمانی که زنده‌ایم، بی نهایت احتمال متفاوت برای زندگی آینده پیشِ رویمان است.»

در بخشی دیگر نورا از تفاوت میان ترس و ناامیدی می‌گوید: «انگار نورا به درکی از زندگی رسیده بود و می‌دانست اگر هم تجربة ناخوشایندی پیش بیاید، قرار نیست همیشه این طور باشد. متوجه شد دلیلش برای خودکشی نه اندوهگین و ناراحت بودن، بلکه این حقیقت است که نورا به خودش قبولانده بود راهی برای فرار از این اندوه نیست. نورا حدس می‌زد همین شالوده و درون مایة اصلی افسردگی و نیز تفاوت میان ترس و ناامیدی باشد. ترس وقتی بود که وارد سردابی می‌شد و از این می‌ترسید که در پشت سرش بسته شود. ناامیدی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : FATMAGOL
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] L A D Y

FATMAGOL

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
27/9/19
ارسالی‌ها
1,685
پسندها
40,975
امتیازها
61,573
مدال‌ها
27
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #8
کلام آخر برای کتاب کتابخانه نیمه شب
در پایان باید به این موضوع توجه داشته باشیم که زمانی که غم و رنجی عمیقی را تجربه می‌کنیم، به تنهایی بیرون آمدن از آن دشوار است. گاهی چنان در غم و ناامیدی فرو می‌رویم که حتی یک قدم هم برای بهبود حال‌مان نمی‌توانیم برداریم. در این شرایط با حمایت و توجه‌ای که از دیگران دریافت می‌کنیم ،‌ می‌توانیم به این حس گم شدگی‌مان غلبه کنیم و در دل تاریکی‌ها، روزنه‌ای از روشنایی بیابیم. یافتن فردی امن در این شرایط چندان آسان نیست. اما شما می‌توانید از کمک متخصصان روانشناسی بهره‌مند شوید.

اگاه
 
امضا : FATMAGOL
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] L A D Y
عقب
بالا