- تاریخ ثبتنام
- 1/6/20
- ارسالیها
- 7,024
- پسندها
- 30,151
- امتیازها
- 88,273
- مدالها
- 34
- نویسنده موضوع
- #1
توضیح :
در تبت باستان، جادوگران «بون» (دین کهن تبتی) مراسمی برای آوردن باران داشتند که بسیار عجیب بود. آنها ۱۰۸ زنگ مسی کوچک (عدد ۱۰۸ در بودیسم و بون مقدس است) را به یک طناب ابریشمی سفید میبستند. سپس یک قورباغه زنده را در کوزه سفالی میگذاشتند و درش را میبستند. جادوگر بالای کوه میرفت، زنگها را تکان میداد و فریاد میزد: «قورباغه در تاریکی گریه میکند، ابرها گریه قورباغه را میشنوند». باور داشتند صدای زنگها شبیه صدای قطرات باران است و قورباغه نماد ابرهاست. اگر بعد از سه روز باران نمیآمد، قورباغه را از کوزه درمیآوردند و روی سنگ داغ میگذاشتند تا قورباغه قور قور کند – باور داشتند این صدا ابرها را عصبانی میکند و مجبورشان میکند باران بفرستند.
منبع: کتاب جادو و اسطوره در تبت...
در تبت باستان، جادوگران «بون» (دین کهن تبتی) مراسمی برای آوردن باران داشتند که بسیار عجیب بود. آنها ۱۰۸ زنگ مسی کوچک (عدد ۱۰۸ در بودیسم و بون مقدس است) را به یک طناب ابریشمی سفید میبستند. سپس یک قورباغه زنده را در کوزه سفالی میگذاشتند و درش را میبستند. جادوگر بالای کوه میرفت، زنگها را تکان میداد و فریاد میزد: «قورباغه در تاریکی گریه میکند، ابرها گریه قورباغه را میشنوند». باور داشتند صدای زنگها شبیه صدای قطرات باران است و قورباغه نماد ابرهاست. اگر بعد از سه روز باران نمیآمد، قورباغه را از کوزه درمیآوردند و روی سنگ داغ میگذاشتند تا قورباغه قور قور کند – باور داشتند این صدا ابرها را عصبانی میکند و مجبورشان میکند باران بفرستند.
منبع: کتاب جادو و اسطوره در تبت...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.