تئوری تئوری | تئوری حافظه دروغین نسل‌ها

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سَنا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 7
  • کاربران تگ شده هیچ

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #1
توضیح :

حتماً برایت پیش آمده: پدربزرگ یا مادربزرگت خاطره‌ای تعریف می‌کند از کودکی‌ات – مثلاً «یادت می‌آید آن تابستان که رفتیم شمال و تو از ترس آب دریا گریه کردی؟» – و تو اصلاً آن را به خاطر نمی‌آوری. یا برعکس: تو خاطره‌ای داری از یک اتفاق، اما مادرت سوگند می‌خورد که هرگز رخ نداده. معمولاً می‌گوییم «حافظه خطا می‌کند». اما این تئوری می‌گوید: شاید حافظه خطا نمی‌کند. شاید حافظه تو و پدربزرگت جابه‌جا شده است.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #2
این تئوری در مرز عصب‌شناسی و فلسفه ذهن قرار دارد. بر اساس برخی مطالعات روی «نورون‌های آینه‌ای» در مغز، انسان‌ها نه تنها می‌توانند احساسات دیگران را درک کنند، بلکه در شرایط خاص می‌توانند خاطرات دیگران را نیز «دانلود» کنند. البته نه کامل و شفاف، بلکه به صورت تکه‌تکه، بدون زمینه، شبیه یک رویا. این فرایند را «همدلی اپیزودیک» می‌نامند – توانایی احساس کردن یک خاطره از درون بدن صاحب اصلی آن.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #3
حالا بخش ترسناک:

در خانواده‌هایی که چند نسل با هم زندگی می‌کنند (مادربزرگ، والدین، بچه‌ها)، این جابه‌جایی خاطره بیشتر اتفاق می‌افتد. مخصوصاً اگر یک رویداد عاطفی قوی در میان باشد: مرگ، طلاق، تصادف، یا حتی یک شادی بزرگ مثل تولد. مغز نسل جوان، به دلیل نزدیکی فیزیکی و عاطفی مداوم، گاهی «فایل‌های خاطره» نسل قبل را کپی می‌کند و در جایگاه خودش می‌گذارد. به این می‌گویند «خاطره‌های قرضی». و فرد هرگز نمی‌فهمد که آن خاطره مال خودش نیست. احساسش کاملاً واقعی است، بوی مکان را به خاطر می‌آورد، رنگ لباس‌ها را، حتی دمای هوا را. تنها یک تفاوت کوچک وجود دارد: «زاویه دید». در خاطرات واقعی، تو معمولاً از پشت چشم خودت می‌بینی (first-person). در خاطرات قرضی، گاهی خودت را از بیرون می‌بینی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #4
مورد مستند:

دانشگاه هاروارد، ۲۰۰۷. پژوهشگران ۵۰ داوطلب را جمع کردند و از آنها خواستند خاطرات کودکی خود را بنویسند. سپس با خانواده‌هایشان تماس گرفتند و خاطرات را راستی‌آزمایی کردند. نتیجه: ۳۴٪ از خاطراتی که شرکت‌کنندگان با «اطمینان کامل» تعریف کردند، توسط خانواده «کاملاً نادرست» تشخیص داده شد. اما نکته عجیب‌تر: در ۱۲٪ موارد، خانواده تأیید کرد که خودشان آن خاطره را دارند، اما از زاویه دید خودشان – و آن رویداد هرگز برای فرزندشان رخ نداده بود. یعنی خاطره از مغز والد به مغز کودک جهش کرده بود. یکی از شرکت‌کنندگان (مرد ۳۴ ساله) اصرار داشت که سقوط از تاب در ۵ سالگی را با شکستن دست راست به خاطر می‌آورد. مادرش گفت: «تو هیچ‌وقت از تاب نیفتادی. آن تاب من بودم که از تاب افتادم، ۶ سال قبل از...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #5
تئوری در سطح کلان:

اگر خاطرات بتوانند بین افراد جابه‌جا شوند، آنگاه «هویت فردی» یک خطای محض است. تو مجموع خاطرات خودت نیستی. تو مجموع خاطرات پدربزرگت، مادربزرگت، و حتی غریبه‌هایی هستی که یک روز در اتوبوس کنارشان نشستی و ناخواسته ذهنشان را «اسکن» کردی. شاید به همین دلیل است که گاهی از چیزی می‌ترسی بدون اینکه بدانی چرا. شاید به همین دلیل است که گاهی جایی را «دی‌ژاوو» می‌بینی – نه به خاطر تکرار زمان، بلکه به خاطر اینکه خاطره آن مکان از چشم یک غریبه به تو رسیده. و شاید به همین دلیل است که کهنسالان در آستانه مرگ، خاطراتی را «به یاد می‌آورند» که هرگز برایشان رخ نداده – آنها در حال پس‌دادن خاطرات قرضی به صاحبان اصلی‌شان هستند. و صاحبان اصلی، مدتهاست که مرده‌اند.


منبع :مستند «The...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا
عقب
بالا