فیلم‌ نامه فیلم‌نامه انیمیشن کام فلک | یگانه سلیمی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع *یــگــانــه*
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 15
  • کاربران تگ شده هیچ

*یــگــانــه*

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
23
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,783
پسندها
10,141
امتیازها
37,173
مدال‌ها
31
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
فیلمنامه‌ی کوتاه انیمیشن: کام فلک
بدون دیالوگ
نویسنده: یگانه سلیمی
ژانر: پویانمایی، درام
مدت زمان: ۲-۳ دقیقه
طرح کلی: آدمک‌هایی در یک دنیای سیاه و سفید زندگی می‌کنند که محدودیت‌ها، مشکلات و حتی نعمت‌های آن توسط عده‌ی خاصی کنترل می‌شود.
این فیلمنامه با اتفاقات فانتزی و تخیلی به اختلاف طبقاتی، ظلم، باورها و خرافاتی که انسان را از رشد بازداشته و حتی باعث دگرگونی زندگی‌اش می‌شود و تاثیر کارما اشاره می‌کند. نکات و پوینت‌هایی که به‌طور نمادین از طریق فیلمنامه نشان داده می‌شوند، داخل پرانتز ذکر شده.
طبق شرایط و اتفاقات صحنه، افکت‌های صدا روی فیلم قرار می‌گیرند که به‌عهده‌ی موشن‌گرافیست خواهد بود.
 
امضا : *یــگــانــه*

*یــگــانــه*

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
23
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,783
پسندها
10,141
امتیازها
37,173
مدال‌ها
31
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
1- کات اول:
فیلم با یک پس‌زمینه‌ی سیاه آغاز می‌شود که عبارت «آسیا به نوبت» کلمه به کلمه با رنگ سفید روی آن ظاهر می‌شود. (نوشته‌ی سفید در پس‌زمینه‌ی سیاه؛ نماد تضاد و ضدیت)

2- کات دوم:
بعد از آن صفحه سفید می‌شود. از این به بعد تمامی طراحی‌ها از جمله کاراکترها، اشیا و وسایل به رنگ مشکی هستند.
آدمکی با طرح ساده و ابتدایی روی دو زانویش نشسته و دستانش را دور آن‌ها حلقه کرده. سرش را پایین گرفته و از کنار به جایی تکیه زده. (به زانو درآمدن نمادی از شدت سختی‌ها و تسلیم شدن دربرابر آنان)
طراحی کاراکتر به‌گونه‌ای است که فقط خطوط بیرونی نسبتا نازک به رنگ سیاه دارد. صورتش پوکر است. چشمان دایره‌ای همراه با خط صاف دهان که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *یــگــانــه*

*یــگــانــه*

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
23
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,783
پسندها
10,141
امتیازها
37,173
مدال‌ها
31
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
کات سوم:
زاویه‌ی دید بزرگ‌تر می‌شود و صدای انتقال به صحنه‌ی دیگر داریم. صدای محوی از همهمه وجود دارد که آمیخته به زمزمه‌ی آدم‌ها، صدای جیغ و داد، دعوا، شکستن، گریه، صدای ماشین‌ها، بوق زدن و صدای روزمرگی انسان‌هاست.
آدمک‌های بسیار زیادی شبیه همان کاراکتر قبلی وجود دارند که در فضایی شبیه مکعب روی زانوهایشان افتادند. فقط خطوط طرفین و پایینی مکعب مشخص است و هنوز قسمت بالایی پیدا نیست. این آدم‌ها باهم فاصله‌ی کمی دارند و به عبارتی جلوی چشم هم زندگی می‌کنند؛ اما هیچ‌کس نسبت به دیگری توجه نمی‌کند و او را نمی‌بیند. (بی‌توجهی و بی‌اهمیتی خیلی از آدم‌ها نسبت به هم‌دیگر)
هرکسی درحالتی از زانو زدن قرار دارد. عده‌ای مثل کارکتر قبلی سرشان را به کناری می‌کوبند،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *یــگــانــه*

*یــگــانــه*

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
23
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,783
پسندها
10,141
امتیازها
37,173
مدال‌ها
31
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
کات ششم:
بعد از آن، تصویر روی یکی از این کارکترها زوم می‌شود. صدای انتقال به صحنه‌ی دیگر را داریم. آن آدمک هم روی دو زانویش نشسته و دستانش را دور آن‌ها گره کرده. با قیافه‌ی پوکرش به جلو نگاه می‌کند که ناگهان نخی کنارش آویزان می‌شود. به نخ و چند کاغذ پول که به آن متصل است، زل می‌زند؛ اما تمایلی به برداشتن آن ندارد.
نخ برای جلب توجه او کمی بالا و پایین می‌شود و بالاخره کارکتر برای برداشتن پول‌ها اقدام می‌کند. وقتی می‌خواهد پول‌ها را بردارد، به‌جای نگاه و توجه به آنان، به نخ دقیق می‌شود. همین‌که قصد لمس آن را می‌کند، نخ فوری بالا می‌رود. به بالا رفتنش نگاه می‌کند. وسایلی که برداشت را سمت دیگرش می‌گذارد و می‌بینیم چند وسیله‌ی استفاده نشده‌ی دیگر هم آن‌جا هست مثل مثلث نماد خانه، اشکالی نماد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *یــگــانــه*

*یــگــانــه*

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
23
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,783
پسندها
10,141
امتیازها
37,173
مدال‌ها
31
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
کات نهم:
کسی که به پشت سرش ضربه خورده بود، بصورت طنزآمیز روی زمین می‌افتد. صورتش به اصطلاح روی زمین پخش شده و پاهایش در هوا مانده.

کات دهم:
دوباره تصویر کسی که از بالا چیزی پرت کرده بود را می‌بینیم که چشمانش را می‌بندد و به این حرکتش می‌خندد. چند نفر حتی فضای پایین را تکان می‌دهند و همگی به مشکلاتی که برای آدمک‌های پایین بوجود آوردند و نحوه‌ی رفتارشان با آن‌ها می‌خندند. (افرادی که بالا وجود داشتند، درست برعکس آدمک‌های پایین در تجمل زیاد سپری می‌کردند و هیچ‌کدام محدودیت و مشکلاتی که برای پایین ساخته بودند را نداشتند)

کات یازدهم:
دوباره کارکتری که بالا آمده بود نشان داده می‌شود. همان‌طور که به اطرافش خیره است، یک قطره اشک از چشمش می‌ریزد. سرش را...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *یــگــانــه*
عقب
بالا