داستان داستان|ساعت معکوس

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع پارادوکس
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 18
  • کاربران تگ شده هیچ

پارادوکس

ویراستار آزمایشی
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
30/1/21
ارسالی‌ها
1,936
پسندها
7,033
امتیازها
27,173
مدال‌ها
15
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #1
۴. ساعتِ معکوس
ساعت دیواری خانه‌ام همیشه درست کار می‌کرد تا اینکه یک روز عقربه‌هایش شروع کردند به چرخش معکوس. اول فکر کردم باتری تمام کرده، اما متوجه شدم اتفاقات عجیبی می‌افتد؛ لیوانی که شکسته بودم، تکه‌هایش از روی زمین بلند شدند و دوباره به شکل یک لیوان کامل روی میز قرار گرفتند. خوشحال شدم، فکر کردم زمان به عقب برمی‌گردد. اما بعد دیدم زخم‌های روی دستم که از قبل داشتم، عمیق‌تر شدند و خون به جای چکیدن، به داخل بدنم برمی‌گشت. وحشت‌زده به ساعت نگاه کردم؛ عقربه‌ها داشتند با سرعتی دیوانه‌وار به سمت ساعت صفر حرکت می‌کردند و من حس می‌کردم بدنم در حال کوچک شدن است. انگار داشتم به زمانی برمی‌گشتم که هنوز به دنیا نیامده بودم.

نویسنده:فائزه کاظمی پور
 
امضا : پارادوکس
عقب
بالا