این شعرو تقدیم میکنم به ...

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع mahdllix
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 43
  • بازدیدها بازدیدها 2,948
  • کاربران تگ شده هیچ

Anoosh.

کاربر فعال
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
748
پسندها
1,459
امتیازها
7,973
مدال‌ها
10
  • #41
دراین زندان می پوسم
کسی زانسوی دیواربلند آن مرا برخود نمی خواند
کسی حالم نمی جوید.
نمیدانم میان من وآن دنیای بیرون فقط دیواریست حایل
ویا تنهایی مشتی است محکم دررا برروی من سخت می بندد.
بیائید مراازمیان میله های تنگ این زندان رها سازید
شاعر علی عباسی
 
آخرین ویرایش

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,004
پسندها
26,954
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #42
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند
نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند!
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند!
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
@Viŏlet
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,004
پسندها
26,954
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #43
سیـــــر نمیشود نظر،
بس که لطـــــیف منظری

سعدی
 

Birdy

فرهیخته ادبیات
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
16/10/22
ارسالی‌ها
154
پسندها
2,190
امتیازها
11,603
مدال‌ها
7
سن
21
  • #44
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
@G.ASADI
 
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] G.ASADI
عقب
بالا