کد رمان: 5815 ناظر:❁S.NAJM خلاصه: لقبش برازندش بود! همون شیش حرفی که طعمههاش میتونن تو آخرین لحظات عمرشون زمزمه کنن. یه چیزی بگم بین خودمون بمونه، منم ازش میترسم! مگه میشه از کسی که لقب شیطان رو داره نترسید؟! و درموردش چی میگن؟ درسته اون وسوست میکنه؛ وسوسه برای انجام کارای بد... وسوسه برای...
forum.1roman.ir
متروکهست.

واکنشها[ی پسندها] اِللا لطیفــی