کد رمان: 5691
ناظر: @miss_marynovel
خلاصه:
در سرزمینی که آخرین پرتوهای روشنایی، در آغوش تاریکی ابدی فرو میروند، آفریدگارِ کیهان، نقشه بیداریِ پیمانی کهن را میریزد.
معاملهای پرمخاطره، جایی که احساسات، چون طلسمی باستانی، قلبها را به بازی میگیرند و در ورای فریب، حقیقت چون گوهری گمشده در انتظار کشف است.
شرارت و جنون، زهر خود را بر رگهای دنیای ذهن میریزند. اساطیری از افسانهها انسانها را به بازی میگیرند.
اما در دل این آشوب، تلخی سیب طلایی نهفته است؛ میوهای که تنها کام فرد مقدس را شیرین میکند و هرجومرج آن را به ارمغان میآورد...
ناظر: @miss_marynovel
خلاصه:
در سرزمینی که آخرین پرتوهای روشنایی، در آغوش تاریکی ابدی فرو میروند، آفریدگارِ کیهان، نقشه بیداریِ پیمانی کهن را میریزد.
معاملهای پرمخاطره، جایی که احساسات، چون طلسمی باستانی، قلبها را به بازی میگیرند و در ورای فریب، حقیقت چون گوهری گمشده در انتظار کشف است.
شرارت و جنون، زهر خود را بر رگهای دنیای ذهن میریزند. اساطیری از افسانهها انسانها را به بازی میگیرند.
اما در دل این آشوب، تلخی سیب طلایی نهفته است؛ میوهای که تنها کام فرد مقدس را شیرین میکند و هرجومرج آن را به ارمغان میآورد...
ممنون میشم اگر رمانم رو بخونی و نظرت رو برام بنویسی😃


واکنشها[ی پسندها] bitw