کد رمان: 5584 ناظر: @حصار آبی خلاصه: داریوس دورگهای که از سوی قبیلهی خود( یعنی قبیله ی جنهای تاریک) رانده شده بود. با مرد نقابداری که قصد کشتن پادشاه را داشت همراه شد. داریوس مقام پادشاه را در سینیِ نقره به او تقدیم کرد و در این راه فداکاریهای بیشماری انجام داد؛ اما زمانی که دلبستهی یک...
forum.1roman.ir

واکنشها[ی پسندها] banafsh