نتایح جستجو

  1. Mayar

    داستان داستان | من و تو، ما می‌شویم

    سیلاس، بازیگری بود که شهرت و تحسین، خوراکِ روحِ ناآرامش را تامین می‌کرد. اما این شهرت، نقابی بود بر عشقی بیمارگونه و وسواسی که نسبت به لونا داشت؛ دختری منزوی که در دنیای پر زرق و برقِ سیلاس، چون گوهری گمشده می‌درخشید. او لونا را از روی عشق و از سرِ تملک می‌خواست. سیلاس، بازیگرِ ماهری بود و حالا...
  2. Mayar

    داستان داستان | تاج خاکستر

    در اعصار فراموش‌شده، جهان در سایه‌ی ابرقدرت‌هایی نفس می‌کشید که از تاریکی برمی‌خاستند. موجوداتی باستانی که انسان‌ها را نه به چشم هم‌نوع، بلکه به چشم طعمه می‌نگریستند. ابرقدرت‌ها فقط دشمن انسان‌ها نبودند؛ آن‌ها شکارچیان شب بودند. موجوداتی با چشمانی کمین‌گر، پاهایی که مثل استخوان شکسته صدا می‌داد...
  3. Mayar

    داستان داستان | نِکروس

    آلِسیا دِمیچی، او زنی مشهور در دوران رنسانس بود. شهرت او با نقاشی "نکروس" آن پرتره هولناک از موجودی با چشمان بنفش و شاخ‌های سیاه اوج گرفته بود. یک‌ روز، او به پاریس سفر کرد تا در مراسم تقدیر از مجموعه‌ای دیگر از آثارش شرکت کند. هتلی که در آن اقامت داشت، عمارتی قدیمی با راهروهای بلند و کم‌نور بود...
  4. Mayar

    در حال تایپ رمان دلباخته تاریکی | مایار کاربر انجمن یک رمان

    کد رمان: 5766 ناظر: @Viŏlet خلاصه: دختری زخم‌خورده از جهان سرد اطرافش، در پیچ تقدیر به مردی مرموز و تاریک برخورد می‌کند که گذشته‌اش را در تاریکی پنهان کرده است. در میان چنگال جنایت و زخم‌های روان، عشقی خطرناک جوانه می‌زند. هر نگاه، راز تازه‌ای را می‌گشاید و هر لمس، مرز میان عشق و جنون را محو...
  5. Mayar

    در حال تایپ رمان سایه‌های تمرد | مایار کاربر انجمن یک رمان

    کد ناظر:5826 ناظر: @W-XixI خلاصه: در دل شبی تاریک، دختری رؤیایی و حساس به‌دست خلافکاران ربوده می‌شود. آغازی تلخ برای سفری دشوار که او را از لطافت به سختی می‌کشاند. در مسیر بقا، با ترس‌ها و دردهایش روبرو می‌شود و آرام‌آرام از انسانی شکننده به شخصیتی سرد و فولادی بدل می‌گردد؛ کسی که دیگر از...
عقب
بالا