نقد همراه پارتهای بیستوپنج تا سیویک رمان مانداب:
پارت بیستوپنج:
دوباره به طنابهای دور مچش چنگ زد. پوستِ نازکِ روی مچها پاره شده بود و خونِ گرم، آرام روی طنابهای زبر میلغزید. هر تکان، هر تقلای بیفایده، فقط درد را تیزتر میکرد. دردی که تا استخوانهایش میسوخت ولی باز هم تلاش کرد.
اصف...