انتقامی

  1. S@h@r

    در حال تایپ رمان گرگ دریده | سحر کاربر انجمن یک رمان

    کد رمان: 3130 ناظر: @پاییز پنهان بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم خلاصه: وقتی مادر مرا زاد و نافم را بریدند، انگار داور فلک فریاد زد فقط بجنگ وگرنه ناک‌اوت! آنقدر پیکار کردم که تمام جانم از رد جفای نامردان ناسور شد. اما یاد او مرهم زخم‌هایم بود. از زخم‌هایم برایش سپری ساختم فولادین، با خون جاری از تن...
عقب
بالا