کد رمان: ۵۸۴۲
ناظر: @Céleste
خلاصه:
کنجی در اولین ملاقات با روانپزشکش، حال روحی بدی دارد و جلسه لغو میشود. مردی به او حمله میکند و این باعث میشود کنجی ضربه مغزی شود. او خاطراتش را نیز از دست میدهد و فقط تنها صداهایی برای او به جا میماند...
حال او باید چه کاری انجام دهد؟