• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان او یک غریبه است | طاها حسن‌فرجی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع TAAHA
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 28
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    رمان درحال تایپ
  • کاربران تگ شده هیچ

TAAHA

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2/6/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
6
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
او یک غریبه است
نام نویسنده:
طاها حسن‌فرجی
ژانر رمان:
تراژدی، معمایی، روانشناختی
کد رمان: ۵۸۴۲
ناظر: @Céleste


خلاصه:
کنجی در اولین ملاقات با روانپزشکش، حال روحی بدی دارد و جلسه لغو می‌شود. مردی به او حمله می‌کند و این باعث می‌شود کنجی ضربه مغزی شود. او خاطراتش را نیز از دست می‌دهد و فقط تنها صداهایی برای او به جا می‌ماند...
حال او باید چه کاری انجام دهد؟

 
آخرین ویرایش

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,315
پسندها
48,269
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • مدیر
  • #2
1000080730.webp

«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!

**قوانین جامع تایپ رمان**

** نحوه قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران **
آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.
" چگونه رمان خود را در انجمن قرار دهیم؟ "

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Céleste

TAAHA

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2/6/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
6
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #3
[مقدمه]
من را در آن دنیا تنها گذاشت.
پدر دوباره مرا رها می کرد.
اشک‌هایم همین‌طور از روی گونه‌هایم سرازیر می‌شدند.
و با اشک‌های بارانی که رویم می‌ریخت، ترکیب می‌شدند.
صدای آژیر پلیس برایم آوازی گوش‌خراش بود.
دستانم با دستبند بسته شدند و آن موقع بود که فهمیدم برای او چه کارهای اشتباهی انجام دادم.
او، یک غریبه زودگذر در زندگی من بود.
که تمام زندگی ام را درگیر کرد.

[فصل صفر - کابوس]
[آمریکا، سان فرانسیسکو - روز حادثه، ساعت ۱۷ و ۵۸ دقیقه]


از ماشین پیاده شد و در دفتر را باز کرد. به منشی سلام کرد و سوار آسانسور شد. دکمهٔ طبقه سوم را فشرد.
صدایی در آسانسور پیچید: «طبقه سوم.»
وارد اتاق شد. چراغ‌ها را روشن کرد. کلافه کیفش را روی میز انداخت و خودش را روی صندلی پرت کرد. گوشی‌اش را...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

TAAHA

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2/6/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
6
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #4
زن، مرد را از کنجی جدا کرد و کنجی سریع دوید و با خود زمزمه کرد: «من... من که اون رو نکشتم، نه؟ حتما ای... این شکلی نیست! خاطراتم چیز دیگه‌ای رو میگن!»
مرد داد زد: «‌وایستا.»
سریع‌تر از روی پله‌ها پرید و مرد نیز به دنبال او روانه شد، دستش را روی کمر کنجی گذاشت و او را محکم هول داد.
خون روی نرده‌ها پاشیده شد و کنجی درحالی که درد زیادی دارد، چشمانش را با اشک بست.
زن دستانش را روی دهانش گذاشت و مرد ترسیده به صحنه‌‌ روبه‌رو خیره شد.
- من چ... چه کاری کردم؟

[آمریکا، سان فرانسیسکو - یک روز و پنج ساعت بعد از حادثه]

- دکترفلات، بخش آی‌سی‌یو بیمار اتاق هفت به هوش اومدن!
صدای پرستار پشت بلندگو در راهرو پیچید.
دکتر فلات در را باز کرد و وارد اتاق شد. به پرستار گفت که وضعیت را بررسی کند و خود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 7)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا