آشنایی با کمیک‌ها | انواع مختلف آن‌ها چیست؟

HONEY

مدیر آزمایشی کمیک+منتقد ادبیات
عضو کادر مدیریت
منتقد ادبیات
عضویت
2/12/20
ارسال ها
1,117
امتیاز واکنش
21,397
امتیاز
41,073
سن
19
محل سکونت
خیابان زندگی ، بن بست دلتنگی
داستان‌سرایی با استفاده از تصویر قدمت بسیاری دارد. ریشه‌هایش به نقوش برجسته‌ی یونان و ایران باستان و حتی قبل‌تر، آثار تصویری بین‌النهرین و حتی باز هم قبل‌تر، نقاشی‌های دیواری غارنشینان برمی‌گردد. به نوعی می‌توان آن را اولین نوع داستان‌سراییِ ثبت شده دانست و از همین رو، به اهمیتش در زندگی کنونی بشر و پیشرفت هنری و فرهنگی آن پی برد. این شیوه‌ی قصه‌گویی در طول قرن‌ها با تغییرات و دگردیسی‌های فراوانی مواجه شده است تا به صنعتی تبدیل شود که تمام ما دوستش داریم؛ یعنی صنعت کمیک! عرصه‌ی کمیک با وجود تمام فراز و نشیب‌هایی که طی کرده و می‌کند، باز هم هواداران سینه‌چاکِ خود را دارد و تا به امروز قابلیت شگفت‌زده کردن مخاطبینش را داشته است.

اما صنعت کمیک وسیع‌تر از آنچه که عموم مردم در ذهن دارند، می‌باشد. دنیایی است شگفت‌انگیز با طعم‌ها و رنگ‌های متفاوت که برای گشت و گذار در آن به یک نقشه نیاز است. با توجه به آنکه داستان‌های کمیک‌بوکی از هر زمان دیگری محبوب‌تر به‌نظر می‌آیند، ضروری است که با انواع و اقسام آن‌ها آشنا شویم. در مقاله‌ی پیشِ رو قصد داریم گونه‌های متفاوت کمیک را معرفی و بررسی کنیم تا بلکه کمی بیشتر صنعت دوست‌داشتنی قصه‌های مصور را بشناسیم.

کمیک بوک
شخصیت سوپرمن


بهتر است با آشناترین فرم بحث را آغاز کنیم. اصلی‌ترین و مشهورترین شاخه‌ی صنعت کمیک همان کتاب‌های کمیکی هستند که هر هفته در روزهای چهارشنبه (و به تازگی برای آثارِ دی سی، سه‌شنبه) چه به‌صورت فیزیکی و چه دیجیتالی به دست‌مان می‌رسند. سلاطین بازار کمیک، انتشارات معروفِ دی سی و مارول می‌باشند که از مدت‌ها پیش بازار را در دست خود دارند. این کتاب‌ها همچنین نقش بسزایی در شکل‌گیری و پرورش فرهنگ عامه‌ی آمریکا و تاریخ فرهنگی/هنری آن دارند و از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشند. البته تنها آمریکا نیست که در این عرصه فعالیت می‌کند و از سوی اروپا نیز شاهد آثار گرانبهایی بوده‌ایم؛ آثاری مثل مجله‌ی فرانسوی متال هورلنت (Metal Hurlant) که خود انقلابی در صنعت کمیک بوده است. عناوین کمیک می‌توانند به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه منتشر شوند، اما انتشار ماهانه خصوصاً برای کمیک‌های پرطرفدار معمول‌تر است. بخش عظیمی از تاریخ کتاب‌های کمیک را داستان‌های ابرقهرمانانه و سوپرهیروییک تشکیل می‌دهند و می‌توان آن‌ها را جریان اصلیِ (Main Stream) صنعت کمیک دانست. داستان‌هایی که هر ماه بیشترین میزان فروش را به خود اختصاص می‌دهند؛ حتی اگر از کیفیت آنچنان بالایی برخوردار نباشند و صرفاً نام «اسپایدرمن» یا «بتمن» را یدک بکشند. این جریان با انتشار اولین عنوان ابرقهرمانی تاریخ و البته اولین کمیک انتشارات دی سی آغاز شد، یعنی قسمت اول سری کمیک‌های اکشن (Action Comics) که نخستین حضور «سوپرمن» را رقم زد. سوپرمن با حضور خود عصر طلایی دنیای کمیک را به‌طور رسمی آغاز کرد و راه را برای دیگر دوره‌ها همچون عصر نقره ای، عصر برنزی و عصر مدرن هموار ساخت.
صنعت کمیک آمریکا، صنعتی است که عمدتاً وابسته به نام و لقب می‌باشد. شخصیت‌های کمیک‌بوکی محبوبی مثل سوپرمن و «مرد آهنی» به‌دست هنرمندان مختلف می‌افتند و حتی بیشتر از یک سری اختصاصی در اختیار دارند. همین کمیک‌های دو انتشارات بزرگ دی سی و مارول بازار را از نظر مالی می‌چرخانند و این مسئله، درخشیدن را برای عناوین مستقل سخت‌تر می‌کند. البته که دی سی با تاسیس زیرمجموعه‌هایی که گل سر سبدشان ورتیگو بوده، عناوین آزادانه و تازه‌ی ماندگاری خلق کرده است. تعداد عناوین مستقل و باکیفیت از انتشاراتی چون ایمیج، دارک هورس، اونی پرس و… نیز بسیار زیاد می‌باشد، اما با این وجود، تنها نام انتشارات مارول، دی سی و قهرمانان ممتازشان بر روی جلد کمیک‌ها کافی است تا فروشی قابل قبول کسب کنند. دنیای کمیک مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است و بسیاری همین حالا هم آن را از نظر کیفی در حال سقوط می‌دانند که خود مقاله‌ای دیگر طلب می‌کند. با وجود آنکه عناوین کمیک‌بوکیِ بی‌شماری وجود دارند، اما برای پیشنهاد کردن تعدادی اندک می‌توان به مجموعه کمیک‌های سندمن (The Sandman)، نگهبانان (Watchmen)، اسکات پیلگریم (Scott Pilgrim) و اسپایدرمن شگفت‌انگیز (The Amazing Spider-Man) اشاره کرد. اما برای شناخت بیشتر این مدیوم بایستی به ریشه‌های آن رجوع کنیم، و برای رجوع کردن به ریشه‌هایش بایستی شاخه‌ای دیگر از صنعت کمیک را بررسی کرد.

کمیک استریپ
کمیک استریپ Peanuts


کمیک استریپ گاهاً با کمیک اشتباه گرفته می‌شود و بسیاری تفاوت میان این دو را به دلیل شباهت لغوی‌شان نمی‌دانند. با این وجود، کمیک استریپ خاستگاه کمیک محسوب می‌شود. بزرگ‌ترین فرقی که میان این دو به چشم می‌خورد شیوه‌ی انتشار آن‌ها است. کمیک استریپ‌ها، که معمولاً با لحنی طنزآمیز به بیان موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می‌پردازند، می‌توانند داستان خود را تنها در یک پنل روایت کنند. مانند آنچه که کاریکاتوریست‌ها کارتون روزنامه‌ای می‌نامند. البته که کمیک استریپ‌ها قادر هستند تا تعداد بیشتری پنل نیز داشته باشند و همه‌چیز وابسته به خالق اثر می‌باشد. به‌طور معمول، کمیک استریپ‌ها در روزنامه و مجلات منتشر می‌شدند و به عنوان یک «زنگ تفریح» در ژانر کمدی یا سیاسی برای مخاطبین به‌شمار می‌رفتند. برخی از این آثار ممکن است روایت‌گر داستانی ادامه‌دار و با شخصیت‌هایی مشترک باشند که معمولاً پس از گذشت مدتی این داستان‌ها جمع آوری، و به شکل کتاب عرضه خواهند شد. آنچه که امروزه و در دنیای مدرن به عنوان کمیک استریپ می‌شناسیم، حاصل تلاش‌های فردی به‌نام «رادولف تاپفر» است؛ معلمی که داستان‌هایش برخلاف کمیک استریپ‌های امروزی طنز نبودند و نقش عظیمی در ارتقای فرمت کمیک استریپ داشته‌اند. البته که کار تاپفر به نمونه‌ای دیگر از داستان‌گویی با تصویر نزدیک‌تر است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد، با این حال او به عنوان پدر کمیک استریپ مدرن مشهور است.

در ایالات متحده اما اولین حضور کمیک استریپ‌ها به جنگ رسانه‌ایِ میان «جوزف پولیتزر» و «ویلیام رندالف هرشت» برمی‌گردد؛ یعنی زمانی که «ریچارد اوتکالت» عنوان Yellow Kid را برای روزنامه‌ی New York World آفرید. هرچند که روزنامه‌ی The Morning Journal هرشت پس از مدتی آن را تصاحب کرد. با وجود آنکه برخی‌ها معقدند کمیک استریپ‌های آمریکاییِ بسیاری پیش از آن وجود داشته است، اما عموماً Yellow Kid را اولین کمیک استریپ تاریخ آمریکا می‌دانند. موفقیت این کمیک استریپِ دنباله‌دار، منجر به انتشار کمیک استریپ‌های دیگری از سوی ناشرین متفاوت شد. بعدها با انتشار سری Famouse Funnies، که حاوی چندین کمیک استریپ متفاوت بود، اولین کتاب کمیک آمریکایی وارد عرصه شد. با وجود آنکه کمیک استریپ‌ها دیگر آن محبوبیت سابق را ندارند، اما هنوز هم می‌توان نمونه‌های بسیاری از آن‌ها را در گوشه و کنار دنیای سرگرمی مشاهده کرد. از کمیک استریپ‌های محبوب و معروف می‌توان به Peanuts و Kalvin & Hubs اشاره کرد.
در ایالات متحده اما اولین حضور کمیک استریپ‌ها به جنگ رسانه‌ایِ میان «جوزف پولیتزر» و «ویلیام رندالف هرشت» برمی‌گردد؛ یعنی زمانی که «ریچارد اوتکالت» عنوان Yellow Kid را برای روزنامه‌ی New York World آفرید. هرچند که روزنامه‌ی The Morning Journal هرشت پس از مدتی آن را تصاحب کرد. با وجود آنکه برخی‌ها معقدند کمیک استریپ‌های آمریکاییِ بسیاری پیش از آن وجود داشته است، اما عموماً Yellow Kid را اولین کمیک استریپ تاریخ آمریکا می‌دانند. موفقیت این کمیک استریپِ دنباله‌دار، منجر به انتشار کمیک استریپ‌های دیگری از سوی ناشرین متفاوت شد. بعدها با انتشار سری Famouse Funnies، که حاوی چندین کمیک استریپ متفاوت بود، اولین کتاب کمیک آمریکایی وارد عرصه شد. با وجود آنکه کمیک استریپ‌ها دیگر آن محبوبیت سابق را ندارند، اما هنوز هم می‌توان نمونه‌های بسیاری از آن‌ها را در گوشه و کنار دنیای سرگرمی مشاهده کرد. از کمیک استریپ‌های محبوب و معروف می‌توان به Peanuts و Kalvin & Hubs اشاره کرد.

رمان گرافیکی
رمان گرافیکی ماوس


رمان گرافیکی بی‌شباهت به کتاب کمیک نیست؛ در اصل بزرگ‌ترین فرق آن با کمیک در اندازه‌ی آن است. رمان‌های گرافیکی طولانی‌تر از کمیک‌های عادی می‌باشند و جدول فروش مخصوص خود را دارند. رمان‌های گرافیکی می‌توانند قسمت‌های جمع‌آوری شده‌ی یک سری کمیک باشند و یا از همان ابتدا به صورت رمان گرافیکی منتشر شوند. به عنوان مثال، قسمت‌های اولین آرک سری سندمن در کتابی جمع‌آوری می‌شوند و سپس به صورت یک رمان گرافیکی پخش خواهند شد. برخی عناوین دیگر چون ماوس (Maus)، پرسپولیس (Persepolis) یا Blankets هنگام انتشار به شکل رمان گرافیکی منتشر می‌شوند و از جمع‌آوری قسمت‌هایی مجزا تشکیل نشده‌اند. رمان‌های گرافیکی اوریجینال می‌توانند در هر ژانری قرار بگیرند، هرچند که بسیاری از تحسین‌شده‌ترین عناوین این عرصه خارج از ژانر سوپرهیرویی قرار دارند؛ درست برعکس وضعیت کتاب‌های کمیک. نویسندگان و خالقین این عناوین به شکلی نسبتاً آزادانه دست به خلق آثار دلخواه‌شان می‌زنند و هرساله شاهد سیر عظیمی از داستان‌های مستقل و نو در میان رمان‌های گرافیکی هستیم.

با وجود آنکه پیمانی با خدا (A Contract With God) اثر «ویل آیزنر» اولین رمان گرافیکی تاریخ نیست، اما بسیاری آن را آغازگر راه این فرمت می‌دانند. با این اثر بود که اصطلاح رمان گرافیکی میان مخاطبین جا افتاد و دیگر نویسندگان نیز به فکر انتشار آثارشان با چنین فرمی افتادند. عناوینی همچون بتمن: جوک کشنده (Batman: The Killing Joke) و مرگ کاپیتان مارول (The Death of Captain Marvel) از نمونه‌های رمان گرافیکی می‌باشند

مانگا
شخصیت‌های مانگا


در جریان جنگ جهانی دوم و با ورود آمریکایی‌‌ها و انگلیسی‌ها به ژاپن، این آنگلوساکسون‌های سفید فقط بیسبال را به سرزمینِ آفتاب تابان نیاوردند. پس از آغاز تغییر و تحول جمعیِ ژاپن که با سعی و تلاش و فداکاری نسلی از مردمِ این سرزمین همراه بود، این کشور وارد عرصه‌ی چاپ کمیک شد. اما تحت نام اختصاصی مانگا! خالقین مانگا که آن‌ها را «مانگاکا» نیز می‌نامند، از همان ابتدای کار از آزادی شگفت‌انگیزی در کارِ خود بهره‌مند بودند. آنچه که به عنوان اولین نمونه از این فرمت شناخته می‌شود، Choju Jinbutsu Giga نام دارد که داستان بسیار کوتاه یک لاکپشت و یک خرگوش را روایت می‌کند. استودیوی عظیم جیبوری (Ghibli) نیز انیمیشنی کوتاه (۳۰ ثانیه) بر اساس این داستان تاریخ‌ساز خلق کرده است. البته که این داستان از قدمت بسیار بالایی برخوردار است و به دوره‌ی نارا برمی‌گردد. بنابراین می‌توان گفت که اولین مانگاهای رسمیِ تاریخ Sazae-San و سپس Mighty Atom می‌باشند که دومی در آمریکا به عنوان Astro Boy شناخته می‌شود.

با تلاش ژاپنی‌ها، صنعت مانگا روز به روز پیشرفته‌تر و محبوب‌تر شد. آزادیِ شگفت‌انگیز مانگاکاها از دیرباز تاکنون، به آن‌ها این اجازه را داده است تا نه‌تنها انواع متفاوتی از ایده‌ها و داستان‌ها را به مخاطب تحویل دهند، بلکه حتی ژانرهای جدید خلق کنند! در صنعت مانگا و انیمه، برای هر قشر و سلیقه‌ای داستان پیدا می‌شود. از پسران نوجوان گرفته تا مادرهای خانه‌دار. همچنین سیستم کاری در صنعت مانگا بسیار متفاوت از همتایان غربی آن است. هر داستانی همان‌طور که خالق آن بخواهد می‌تواند چاپ بشود و لزوماً همانند آمریکا، سرویراستارها، سیاست و هیچ‌چیز دیگری در کارِ هنرمند دخالت نمی‌کنند. موفقیت و محبوبیت مانگا، و از طرفی دیگر سقوط صنعت کمیک از نظر کیفی در دهه‌های اخیر، باعث شده است که روزانه تعداد زیادی از مخاطبین برای دریافت لذت و کیفیت به سراغ ژاپنی‌ها بروند. مانگاکاها معمولاً وظیفه‌ی نویسندگی، طراحی و در بسیاری از مواقع جوهرزنی اثر خود را برعهده دارند و شاید به همین علت است که مانگاها به شکل سیاه و سفید منتشر می‌شوند. برای توضیحِ شیوه متداول و تیپیکال انتشار مانگا بایستی به سراغ یکی از محبوب‌ترین مثال‌ها میان شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی مانگا، یا همان Jump برویم. مانگاکاها به‌طور عادی، به‌صورت هفتگی چپترهای مانگا را آماده کرده و به سرویراستار خود تحویل می‌دهند. در عین حال، چندین مانگاکای دیگر نیز همین کار را می‌کنند. و هر هفته انتشارات Jump عناوین قطور خود را برای هر زیرشاخه عرضه می‌نماید. به عنوان مثال معروف‌ترین آن‌ها Shounen Jump می‌باشد. هواداران با خرید یک جلدِ هفتگی این مجله، شاهد چندین چپتر متفاوت از چندین مانگای مختلف می‌باشند و داستان‌های مورد علاقه‌ی خود را همزمان دنبال خواهند کرد؛ دقیقاً به شکل همان ایده‌ای که طرفدارانِ دنیای کمیک میان مجله‌هایی چون هوی متال (Heavy Metal) مشاهده کرده‌اند. از طرفی، به شکلی مشابه با دنیای کمیک، هرگاه یک مانگا آرکی را به پایان برساند، آن آرک به‌صورت یک رمان گرافیکی (تنکابون یا بنکابون) جمع‌آوری و فروخته خواهد شد که فروش بیشتری نسبت به خودِ مجله دارد.

با وجود آنکه صنعت مانگا در وضعیت فوق‌العاده‌ای قرار گرفته، اما بسیاری از خطراتی که صنعت کمیک را از پا درآوردند قصد ورود به ژاپن را نیز دارند. این خطرات همان SJWها و گروه‌های سیاسی/حمایتی/عقیدتی هستند که به‌طور روزانه می‌توانیم حمله‌هایشان را به‌صورت مجازی و از طریق رسانه‌های جریان اصلی، به مانگاکاها و صنعت مانگا/انیمه ببینیم. البته که کمپانی‌ها و دولت ژاپن به هیچ عنوان تن به خواسته‌های غربی‌ها نداده‌اند و هنوز هم با قدرت به کار خود ادامه می‌دهند. اما باید امیدوار بود که در آینده نیز در برابر این خطرات ایستادگی کرده و حس ضد-غرب‌زدگی خود را حفظ کنند. از میان معروف‌ترین مانگاها می‌توان به عناوینی چون Vagabond و One Piece و Death Note و Berserk و Domestic Girlfriend اشاره کرد.

یونکوما
یونکوما


این دسته، به کمیک استریپ‌های ژاپنی که تنها ۴ پنل دارند متعلق است. نکته‌ی جالب‌توجه در رابطه با این مانگاهای کوچک و بامزه، این است که هنرمندان بایستی از قاعده‌ای به نام کیشوتنکتسو برای خلق آن‌ها پیروی کنند.

  • کی: اولین پنل باید مقدمه‌ای بر داستان باشد.
  • شو: دومین پنل بایستی ادامه‌ی پنل اول باشد.
  • تن: سومین پنل اوج داستان است.
  • کتسو: چهارمین پنل پایان داستان است و هر آنچه که اتفاق افتاده را به نتیجه می‌رساند.
مانهوا
مانهوای Towe of God


اگر مانگا پاسخ ژاپنی‌ها به کمیک بوده باشد، مانهوا نیز پاسخ کره‌ای‌ها به مانگا می‌باشد. مانهواها که در کره‌ی جنوبی تولید می‌شوند، برخلاف مانگاها، به‌طور کامل رنگ‌آمیزی می‌شوند. بیشتر عناوین این عرصه رمانتیک و عاشقانه هستند و گاهاً حتی همانند سوپ اپراهای (Soap Opera) تلویزیون کره می‌مانند. با یک نگاه می‌توان فهمید که مانهوا شکل بصری خود را از مانگا گرفته است و نمی‌توان منکر شباهت بی‌حد و اندازه‌ی میان این دو شد. البته که این موضوع آنقدرها هم عجیب نیست. زمانی که کلمه‌ی مانهوا برای اولین بار در سال ۱۹۲۰ به کار برده شد، کره زیر سلطه‌ی ژاپن بود و می‌توان نشانه‌های فرهنگ و هنر ژاپن را در آثار آن زمانِ این کشور مشاهده کرد. سری‌هایی مثل Save Me و Noblesse و Tower of God (که به تازگی در قالب یک انیمه‌ی ژاپنی اقتباس شده است) از آثار معروف این دسته می‌باشند.

مانهوآ
مانهوآی The Ravages of Time


این دسته، کمیک‌هایی چینی هستند که همچون مورد پیشین، سبک ظاهری خود را از مانگاهای ژاپنی الهام گرفته‌اند. مانند دیگر عرصه‌های هنریِ چین در دنیای سرگرمی، عناوین تاریخی/عاشقانه مربوط به شاهزادگان، بیشترین تعداد آثار میان مانهوآها را تشکیل می‌دهند. البته شاید بشود ریشه‌های این کمیک‌های چینی را لیانهوآنهوآ دانست که سبک داستانی مصور و باستانی چین می‌باشد و به عقیده‌ی بسیاری، پدربزرگ مانهوآ محسوب می‌شود.

وبتون
وبتون The God of High School


برای معرفی وبتون نیاز است که در ابتدا به کمیک‌های دیجیتال بپردازیم. کمیک‌های دیجیتالی برای ما ایرانی‌ها آنچنان غریبه نیستند؛ کمیک‌هایی که می‌توان آن‌ها را به راحتی دانلود کرد و از طریق وسایل الکترونیکی از خواندن‌شان لذت برد. از زمانی که اینترنت همه‌گیر شد، تمام کمیک‌هایی که به‌طور فیزیکی منتشر می‌شوند، نسخه‌ای دیجیتالی نیز دارند؛ اما برخی از عناوین تنها به شکل دیجیتالی موجود می‌باشند. به عنوان مثال، یکی از تازه‌ترین کمیک‌های دیجیتالی انتشارات دی سی، Harley Quinn: Black + White + Red می‌باشد که همچون همتاهای دیگرش در بخش Digital First، نخست در چنین شکل و شمایلی منتشر می‌گردد.

معروف‌ترین کمیک‌های دیجیتالی اما از طریق پلتفرمی به نام وبتون (Webtoon) منتشر می‌شوند و از همین رو، آن‌ها را وبتون می‌نامند. لازم به ذکر است که وبتون یک پلتفرم کره‌ای است و زمانی به‌وجود آمد که بسیاری از انتشارات مانهوا در کره، در دوران بحران اقتصادی این کشور بسته شدند. در اصل، شخص «جانکو»، که خود شیفته‌ی مانگاهای ژاپنی و ابرقهرمانان کره‌ای بود، زمانی این پلتفرم را تاسیس کرد که خود نظاره‌گر نابودی صنعت مانهوا بود؛ از طرفی دیگر، هنرمندان این صنعت برای ادامه دادن کار خویش کم‌کم به وی پیوستند و رفته‌رفته آن را به محبوبیتی بی‌نظیر، علی‌الخصوص میان نوجوانان، رساندند. اولین وبتون The Sound of Heart نام دارد که انتشار آن از سال ۲۰۰۶ تا مدتی پیش ادامه داشت. البته مدتی می‌شود که لفظ وبتون صرفاً برای کمیک‌های دیجیتالی کره‌ای استفاده نمی‌شود و هرکسی که بخواهد می‌تواند وبتونِ خود را تولید، و در سرویس وبتون به اشتراک بگذارد. بیشتر عناوین وبتون را (مخصوصاً پس از هجوم غربی‌ها به این پلتفرم) داستان‌های عاشقانه‌ی آبکی، نوجوانانه و همجنس‌گرایانه تشکیل می‌دهند، اما این بدین معنی نیست که نمی‌توان داستان‌هایی باارزش و باکیفیت در بین‌شان پیدا کرد؛ مخصوصاً حالا که شخصی چون «وارن الیس» هم وبتون خود را دارد! وبتون‌های Lore Olympus و The God of High School (که انیمه‌ی ژاپنی‌اش درحال پخش است) از سری‌های پیشنهادی این پلتفرم می‌باشند.


موشن کمیک
موشن کمیک نگهبانان


اگر حوصله‌ی خواندن کمیک را ندارید، می‌توانید آن را تماشا کنید! موشن کمیک در اصل از زیرشاخه‌های کمیک محسوب نمی‌شود و بیشتر گرایش به انیمیشن دارد. اما معرفی کردنِ آن خالی از لطف نیست. موشن کمیک‌ها زمانی به‌وجود می‌آیند که صفحات کمیک توسط انیماتورها انیمیت شوند و با صداپیشگی و جلوه‌های صوتی عرضه گردند. به‌طوری که بتوان کمیک را همانند یک انیمیشن تماشا کرد. به عنوان مثال می‌توانید موشن کمیکِ نگهبانان (Watchmen) را در یوتیوب تماشا کنید.

تکست کمیک
تکست کمیک داستان فردیناند


تکست کمیک به‌نوعی اولین نمونه‌ی کمیک محسوب می‌شود. در این فرم از کمیک، متن زیر تصویر قرار دارد و تصویر به نوعی پیرو متن است، همچون کارِ تاپفر که پیش از این به وی اشاره کردیم. این فرمت در قرن ۱۹ در اروپا فراگیر شد و تا دهه‌ی ۵۰ میلادی و ظهور کمیک‌های امروزی نیز دیده می‌شد. البته شاید بتوان نگارگری‌های ایرانیِ کتب قدیمی را از اولین نمونه‌های تکست کمیک دانست و نمی‌توان شباهت‌های میان‌شان را انکار نمود. کتاب داستان‌های کودکانه‌ای که در کشور خودمان نیز پیدا می‌شوند، نمونه‌هایی مرسوم از تکست کمیک به حساب می‌آیند.

فتو کمیک
فوتو کمیک


در این فرم از کمیک، تمامی تصاویرِ اثر در اصل عکاسی شده‌اند و شخصی به عنوان طراح وجود ندارد. این فرمت در ایتالیا نسبت به دیگر کشورها محبوب‌تر بوده است و سری Killing یکی از قدیمی‌ترین و محبوب‌ترین فتو کمیک‌های این کشور به‌شمار می‌رود.

اصطلاحات


انواع کمیک‌هایی که در این مطلب به آن‌ها اشاره شد، توسط بسیاری افراد به علت مصور بودن‌شان، گاهاً مورد کم‌لطفی قرار می‌گیرند. حتی برخی به همین دلیل، گمان می‌کنند که دنبال کردن آثار دنیای کمیک، مانگا و دیگر همتایانِ آن‌ها، کاری ساده می‌باشد. اما می‌بایست گفت که این آثار نیز دغدغه‌های مخصوص خودشان را برای دنبال‌کنندگانِ تازه‌کار به‌وجود می‌آورند که یکی از مهم‌ترینِ این نکات، عبارات و اصطلاحات متفاوتی است که برای دادن توضیحاتی پیرامون این آثار به زبان می‌آیند. در بخش پایین مهم‌ترینِ این اصطلاحات در کنار مفهومی که در خودشان دارند را ذکر می‌نماییم.

  • آنگویینگ: سری‌های دنباله‌دار که تعداد قسمت‌های آن‌ها از قبل مشخص نیست و یا حداقل، بر طبق میل ناشر، تعداد آن‌ها به‌طور عمومی بیان نمی‌شود.
  • مینی‌سری: عناوینی با قسمت‌های محدود که تعداد قسمت‌های آن‌ها می‌تواند تا ۱۳ عدد پیش برود.
  • مکسی‌سری (Maxi Series): مشابه با مینی‌سری است، اما نمی‌تواند قسمت‌های کمی داشته باشد و معمولاً ۱۲ یا ۱۳ قسمت دارد.
  • وان‌شات: به کمیک‌های تک‌قسمتی می‌گویند.
  • بالونِ سخن (Speech Balloon): حباب‌هایی که سخنان کاراکترها را در بر دارند.
  • پنل: یک تصویر مستقل در صفحه که از دیگر تصاویر (پنل‌ها) جدا است و وظیفه‌ی خودش را در روایت داستان ایفا می‌نماید.
  • گاتر: فضای بین پنل‌ها.
  • ایشیو: بیشتر در دنیای کمیک مورد استفاده قرار می‌گیرد و به معنای قسمت‌های تکی از یک سری می‌باشد. گمان کنید که یک کمیک خلق کرده‌اید؛ به هر کدام از قسمت‌های کمیک‌تان ایشیو می‌گویند، مانند ایشیوی یک، دو، سه الی ایشیو یا قسمت پایانیِ داستان.
  • آرک: تمام قسمت‌های یک سریِ کمیک که داستانی به‌خصوص را دنبال کنند یک آرک محسوب می‌شوند، مانند آرک محفل جغدها (Court of Owls) در کمیک‌های شخصیت بتمن.
  • ولیوم: هر جلدِ یک عنوان را گویند که معمولاً دربرگیرنده‌ی یک (و در مواردی خاص دو) آرک است.
  • ران: به مجموع آرک‌ها و یا سری کمیک‌هایی اطلاق می‌شود که توسط نویسنده‌ای واحد برای یک شخصیت مهم و اکثراً ابرقهرمانی خلق شده‌اند. به عنوان مثال، رانِ «برایان مایکل بندیس» برای شخصیت «دردویل».
  • گکیگا: آثار مصور ژاپنی که بی‌شباهت به مانگا نیستند. معمولاً دارای مفاهیمی جدی‌تر می‌باشند.
  • تنکابون: ولیوم‌های مانگا به شکل تنباکون منتشر می‌شوند.
  • بنکابون: همانند تنباکون هستند، اما کوچک‌تر و فشرده‌تر.
  • چپتر: هر قسمت از یک عنوان را می‌گویند، اما بیشتر برای خطاب کردن قسمت‌های مانگا استفاده می‌شود و به نوعی، عملکردی مشابه با عبارت ایشیو را در دنیای این آثار دارد.
  • کاور واریانت: کاورهای فرعی و اضافه‌ای که برای یک کمیک طراحی می‌شوند تا مخاطبان بیشتری را برای آن اثر جذب نمایند و از طرفی، فروش آن را افزایش دهند.
صنعت کمیک و تمام زیرشاخه‌هایش، هواداران به‌خصوصِ خود را دارد؛ طرفدارانی که از خواندن داستان‌های مصور لذت می‌برند و چشم به انتظار آثار باکیفیت بیشتری می‌مانند. بدون شک، تمامی آن‌ها می‌توانند با سر زدن به شاخه‌های متفاوتِ این عرصه، داستان‌های گران‌بهای بیشتری پیدا کنند و به آن‌ها عشق بورزند. این صنعت دوست‌داشتنی بدون شک گسترده است و امید است که در آینده گسترده‌تر نیز بشود.
 
بالا