نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

دنباله دار چالش رویا پردازی

  • نویسنده موضوع •серо•
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 28
  • بازدیدها 710
  • کاربران تگ شده هیچ

•серо•

کاربر حرفه‌ای
سطح
29
 
ارسالی‌ها
2,190
پسندها
21,138
امتیازها
46,373
مدال‌ها
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
رویا پردازی کن. چه از قدیم چه آینده چه حال. دوست داشتی چطوری بود؟ رویا هات رو با نویسندگیت بگو.
 
امضا : •серо•

NARGES AMIRI

مدیر بازنشسته
سطح
34
 
ارسالی‌ها
1,315
پسندها
33,564
امتیازها
61,573
مدال‌ها
23
  • #2
رویا پردازی کن. چه از قدیم چه آینده چه حال. دوست داشتی چطوری بود؟ رویا هات رو با نویسندگیت بگو.
بچه که بودم ارزوم بود بزرگ شم دکتر شم و امپول بزنم و مریضارو درمان کنم

الان که بزرگ شدم همونه هدفم اما اهداف دیگه هم دارم:)
 
امضا : NARGES AMIRI

•HOORYA•

کاربر فعال
سطح
25
 
ارسالی‌ها
940
پسندها
17,300
امتیازها
37,073
مدال‌ها
24
  • #3
چه میدونم. هرچیزی بودم جز الان
 
امضا : •HOORYA•

Nazanin.raminiya

کاربر انجمن
سطح
12
 
ارسالی‌ها
278
پسندها
2,725
امتیازها
17,273
مدال‌ها
11
  • #4
بچگی رویام بود معلم هدیه های آسمان دوران ابتدایی باشم

ولی الان بزرگ شدم و دارم کتاب های مخصوص حقوق رو برای کنکورم میخونم

و انشالله در آینده میشم یه خانم وکیلِ نویسنده :458047-6dc8ffbbdef9cc2a2419e3bb0fa8d8d5:
 
امضا : Nazanin.raminiya

لآجِوَرْد

کاربر نیمه فعال
سطح
29
 
ارسالی‌ها
645
پسندها
26,541
امتیازها
44,673
مدال‌ها
20
  • #5
رویا پردازی کن. چه از قدیم چه آینده چه حال. دوست داشتی چطوری بود؟ رویا هات رو با نویسندگیت بگو.
برخلاف بچه‌های دیگه، هیچ وقت آرزوی خاصی نداشتم، فقط یادمه بچه‌تر که بودم، عاشق هواپیما بودم... دوست داشتم برم و یک خلبان بشم، تواناییش رو دارم ولی یک سری چیزا این اجازه رو نمیده.
الان اما تمام هدفم یک منتقد و یک نویسنده‌ی حرفه‌ای شدنِ، مطمئنم در آینده بهش میرسم... در واقع من خودم رو یک نویسنده، شاعر و یک منتقد توانا، در آینده‌ای نه چندان دور میبینم... .
 
امضا : لآجِوَرْد

Death Stalker

هنرمند انجمن
سطح
44
 
ارسالی‌ها
5,173
پسندها
155,824
امتیازها
80,673
مدال‌ها
30
  • #6
دلم میخواد برم نیویورک
یه قهوه اسکاتلندی بخرم و در حالیکه توی رستوران مک دونالد شمالی دارم از بدی های ترامپ با یه مرد تایلندی حرف میزنم، فیلم باحال بی مصرف ها رو با بازی جت لی و جیسون استاتهام ببینیم.
بعد یا یه بلیت نسبتا ارزون مستقیم برم پیش ملکه انگلیس و ازش بپرسم آیا شما هم قیمت های تخم مرغ رو به قیمت گزافی می فروشین ؟
بعد ایشون منو با یه شخص یاقی که خواهرزاده‌شو وقتی داشت ماکارونی می خورد کشت اشتباه بگیره و من رو به رگبار گلوله ببنده.
منم در آخرین لحظات اسم رمانمو یادم میاد و میگم: حماسه ممد!
 
امضا : Death Stalker

Zahra.D_T

تدوینگر ازمایشی
سطح
29
 
ارسالی‌ها
1,260
پسندها
20,138
امتیازها
43,073
مدال‌ها
20
  • #7
برخلاف بچه‌های دیگه، هیچ وقت آرزوی خاصی نداشتم، فقط یادمه بچه‌تر که بودم، عاشق هواپیما بودم... دوست داشتم برم و یک خلبان بشم، تواناییش رو دارم ولی یک سری چیزا این اجازه رو نمیده.
الان اما تمام هدفم یک منتقد و یک نویسنده‌ی حرفه‌ای شدنِ، مطمئنم در آینده بهش میرسم... در واقع من خودم رو یک نویسنده، شاعر و یک منتقد توانا، در آینده‌ای نه چندان دور میبینم... .
خلبانی دختر توی ایران برای هواپیما مسافربری و باری میشه اما اگه منظورت خلبانی با جنگنده است که فعلا توی ایران به این درک نرسیدن که خلبانی جنگنده برای دخترا هم مجاز بشه
رویا پردازی کن. چه از قدیم چه آینده چه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

لآجِوَرْد

کاربر نیمه فعال
سطح
29
 
ارسالی‌ها
645
پسندها
26,541
امتیازها
44,673
مدال‌ها
20
  • #8
خلبانی دختر توی ایران برای هواپیما مسافربری و باری میشه اما اگه منظورت خلبانی با جنگنده است که فعلا توی ایران به این درک نرسیدن که خلبانی جنگنده برای دخترا هم مجاز بشه

کوچیک که بودم همیشه دوست داشتم که آدمی بشم که همه روم حساب کنن و بهم اعتماد داشته باشن خلاصه شخصیت خیلی مهمی میشدم و الان هم همون اهداف رو دارم و برای رسیدن بهشون تلاش میکنم
بله میدونم، کسی که عاشق یه چیزیه، از ب بسم‌الله تا نون پایان‌ش رو میدونه... جنگنده هم، فکر میکنم به دلیل خطر بالا و شرایط سختش برای خانوم‌ها مجاز نیست.
منظورم شرایط بود، یک سری شرایط هست که آدم رو از رسیدن به آرزوهاش دور میکنه.
 
امضا : لآجِوَرْد

Mahtab Rezayat

کاربر نیمه فعال
سطح
13
 
ارسالی‌ها
681
پسندها
7,944
امتیازها
22,873
مدال‌ها
16
  • #9
من عاشق خوانندگیم؛ عاشقشم! همچنین دوبلوری و هرچیزی که مربوط به صدا بشه.
من یه روز یه استودیو ضبط موسیقی می‌زنم.
 
امضا : Mahtab Rezayat

Natali romanof

کاربر انجمن
سطح
0
 
ارسالی‌ها
19
پسندها
269
امتیازها
1,633
  • #10
به آینده سفر میکردم
قویترین سم اون زمان که توی آب کاملا حل بشه و هیچ اثری از خودش به جا نذاره رو به زمان خودمون می‌آوردم و به مقدار بسیار بسیار زیاد می‌ریختم توی سد. :24: :meparto:
 
امضا : Natali romanof

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 1, کاربر: 0, مهمان: 1)

عقب
بالا