- تاریخ ثبتنام
- 8/10/20
- ارسالیها
- 2,149
- پسندها
- 30,312
- امتیازها
- 64,873
- مدالها
- 19
- سن
- 22
- نویسنده موضوع
- #21
بچهها آقای نقاش بود چی بود، پسره لوسمی داشت! اونم من ی جاهاییش رو گریه میکردم هیچی اصلا عر میزدم
به سادگیم بخند وقتی مهرداد رفتبه نام خالق یکتا
چالش: با کدام رمان تا حالا گریه کردید؟
خودم خیلی از رمانها بود که گریه کردم، مثلا مرگ مهران توی رمان اساماس، یا رمان غروب خورشید وقتی که آریا کشته شد، رمان اماماس، رمان زمستان داغ هم خیلی جاهاش گریه دار بود!
خب حالا شما بگید!
با کدوم رمان بیشتر گریه کردید؟
جدی؟ خودمم گریم گرفت سر تایپش!به سادگیم بخند وقتی مهرداد رفت
سر رمان عروس فراریم گریهام گرفت اونجایی که نامزداش مرد
رمان نوایندم بود در حال تایپ سر اونم وقتی آترین دارفانی را وداع گفت گریهام درامد
حکم دل، خوندم، آره اونجاش خیلی وحشتناک گریه دار بود.رمان "حکم دل" وقتی که شخصیت منفی داستان اصلاح شد اما اعدامش کردن اشکم در اومد:(
رمان " مجبوری با من بمانی" این کلا افسردگی آور بود:/
رمان " فرار دردسر ساز" یه جاش گریه داشت دقیق نمیدونم کدوم قسمتش بود.