متون و دلنوشته‌ها عاشقانه‌ | سیمین بهبهانی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Friba~
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 6
  • بازدیدها بازدیدها 488
  • کاربران تگ شده هیچ

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • نویسنده موضوع
  • #1
تکیه کردم بر محبت، همچو نیلوفر بر آب
اعتبار از پایه‌ی بی‌اعتباری داشتم

پای‌بند کس نبودم، پای‌بندم کس نبود
چون نسیم از گلشن گیتی گذاری داشتم

آه ، سیمین!
حاصلم زین سوختن افسردن است
همچو اخگر دولت ناپایداری داشتم!


#سیمین_بهبهانی
 

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • نویسنده موضوع
  • #2
این که با خود میکشم هر سو
نپنداری تن است
گور گردان است و در او
آرزوهای من است

#سیمین_بهبهانی
 

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • نویسنده موضوع
  • #3
دِلم
ز هَرچه
به غیر از تو بود
خالی ماند

در این
سَرا تو بِمان
ای که ماندگار تویی....

#سیمین_بهبهانی
 

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • نویسنده موضوع
  • #4
دیر آمدی؛ اگر چه بهارم زِ شاخه ریخت
شادا خزان، که میوه تو را ارمغان کنم‌

«می‌خواهمت که خواستنی‌تر زِ هر کسی
کو‌ واژه‌یی که ساده‌تر از این بیان کنم...؟»

تنها نه من، که یار دگر نیز، خواهدَت
می‌باش از آنِ او، که تحمّل توان کنم‏

تلخ است دوست داشتن و واگذاشتن
زان تلخ‌تر که رنجه دلِ دیگران کنم

کاجِ بلندِ من! مپسند این گُنَه که من
در آشیانِ مرغِ دگر آشیان کنم...

#سیمین_بهبهانی
 

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • نویسنده موضوع
  • #5

زیادی خوب بودن، خوب نیست!
زیادی که خوب باشی دیده نمی‌شوی، می‌شوی مثل شیشه‌ای تمیز؛ کسی شیشه‌ی تمیز را نمی‌بیند، همه به جای شیشه منظره‌ی بیرون را می‌بینند...


#سیمین_بهبهانی
 

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,905
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #6
با آن همه دلداده دلش بسته ی ما شد
ای من به فدای دل دیوانه پسندش

نرگس ز چه بر سینه زد آن یار فسون کار؟
ترسم رسد از دیده ی بدخواه گزندش
 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,905
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #7
باور نداشتـم که چنین واگذاریم
در موج خیز حادثه تنهـا گذاریم

آمد بهار و عید گذشت و نخواستی
یک دم قدم به چشم گـهر زا گذاریم

چون سبزه دمیده به صحرای دور دست
بختم نداد ره که به سر پا گذاریم



خونم خورند با همه گردن کشی کسان
گر در بساط غیر، چو مینــا گذاریم…
 
امضا : قمر

موضوعات مشابه

عقب
بالا