مباحث متفرقه یه دستیار می خوام. یه ایده دارم

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Lili.Da
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 20
  • بازدیدها بازدیدها 1,072
  • کاربران تگ شده هیچ

Lili.Da

معلم انجمن
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
31/7/20
ارسالی‌ها
1,371
پسندها
31,092
امتیازها
60,611
مدال‌ها
25
سن
26
  • نویسنده موضوع
  • #11
امضا : Lili.Da
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] *chista*

ROSALINE

مدیر بازنشسته
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
28/11/19
ارسالی‌ها
1,238
پسندها
15,972
امتیازها
38,173
مدال‌ها
20
  • #12
سلام.مرسی آره برای کسایی که بی تی اس رو نمیشناسن گیج کننده است مرسی از پیشنهادت
من بگی نگی بی تی اس رو می‌شناسم ولی همه که نمی‌شناسنشون
این پیشنهادی بود که به خود من هم کردند تا افراد زیادی رو وارد رمانم نکنم کم‌کم وارد کنم
 
امضا : ROSALINE

Donald

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
29/12/20
ارسالی‌ها
203
پسندها
5,909
امتیازها
21,263
مدال‌ها
11
  • #13
از روی نوشتنت معلومه عجله زیادی داری واسه پیش بردن داستان، که ممکنه از شوق زیادت یا بی‌حوصلگی باشه،انقدر عجله نکن آروم پیش ببر ،اتفاق های کوچیک و یکم طول بده،مثلا از راه فرودگاه تا هتل فقط دوخط نوشتی،میتونستی طولش بدی تا رمانت مثل فیلم و سریال واسه خواننده شرح داده بشه، مثلا توصیف ساختمون ها،خیابونا،حتی لباس پوشیدن مردم یا شلوغی شهر،موضوعی که شروع کردی جدیده اینو مطمئنم،ولی عجله نکن رمانت حیف میشه.
 
امضا : Donald

SETAYESH.MO

مدیر بازنشسته
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
11/12/20
ارسالی‌ها
2,222
پسندها
16,570
امتیازها
44,373
مدال‌ها
18
  • #14
از روی نوشتنت معلومه عجله زیادی داری واسه پیش بردن داستان، که ممکنه از شوق زیادت یا بی‌حوصلگی باشه،انقدر عجله نکن آروم پیش ببر ،اتفاق های کوچیک و یکم طول بده،مثلا از راه فرودگاه تا هتل فقط دوخط نوشتی،میتونستی طولش بدی تا رمانت مثل فیلم و سریال واسه خواننده شرح داده بشه، مثلا توصیف ساختمون ها،خیابونا،حتی لباس پوشیدن مردم یا شلوغی شهر،موضوعی که شروع کردی جدیده اینو مطمئنم،ولی عجله نکن رمانت حیف میشه.
باید بیشتر روش کار بشه بحث همین توصیف‌هاست البته باید به اینم فکر کنیم که خب این رمان برای ۳ ساله پیش هست و خب تجربه‌ی کمتری ایشون داشتن بیشتر حرف ما اینکه برای ما رمانت مثل یه فیلم باشه من مطمئنم اگه این ایرادهای توصیفی بر طرف بشه یا یه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Lili.Da

معلم انجمن
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
31/7/20
ارسالی‌ها
1,371
پسندها
31,092
امتیازها
60,611
مدال‌ها
25
سن
26
  • نویسنده موضوع
  • #15
ار همگی برای نظراتتون ممنونم ♡♡♡♡♡♡
این قسمت ویرایش میشه و دوباره اینجا گذاشته میشه با توصیفات بهتر^_^
هر وقت خواستید نظر بدید حتی توی این مدتی که در حال ویرایش هستم پیشنهادی بود با کمال میل گوش میدم
 
امضا : Lili.Da

Lili.Da

معلم انجمن
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
31/7/20
ارسالی‌ها
1,371
پسندها
31,092
امتیازها
60,611
مدال‌ها
25
سن
26
  • نویسنده موضوع
  • #16
گایز الان‌ویرایش کردم یه چک‌کنید

شاید بهتره برم اونجا و صاحب تلفن هم پیدا کنم .یه پیام به گوشیم رسید که بازش کردم . (هی بیبی ساعت 4 منتظرتم بیا و پسرا رو ببین.)
وا نیم ساعت دیگه که ساعت ۴ میشه. بدو بدو از روی تخت سفید رنگ بلند شدم و حاضر شدم. موهای مشکی رنگم رو ساده بالا بستم و یه مانتو کاربنی پوشیدم. روبروی تنها آینه اتاق که کنار در توالت بود ایستادم و شال سفید رو روی سرم انداختم. شلوار سرمه‌ای جینی که پوشیده بودم؛ خیلی برایم بلند بود و به تنم زار می‌زد. چیزی درونم غر زد تا تو باشی با دقت خرید کنی. از اتاق بیرون رفتم و پله ها رو پایین رفتم و به متصدی هتل گفتم که یک تاکسی خبر کند. درگیر حرف پسرک پشت گوشی بودم. چه می‌گفت؟ پسرا کی هستن؟. کمی مشکوکه ولی من هنوز کنجکاوم.
_ خانوم دماوندی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Lili.Da

Lili.Da

معلم انجمن
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
31/7/20
ارسالی‌ها
1,371
پسندها
31,092
امتیازها
60,611
مدال‌ها
25
سن
26
  • نویسنده موضوع
  • #17
چون برای پارت ۱ زیاد بود اون رو نصف کردم تا اینجاویرایش کردم

یه چک بکنید
 
امضا : Lili.Da

Lili.Da

معلم انجمن
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
31/7/20
ارسالی‌ها
1,371
پسندها
31,092
امتیازها
60,611
مدال‌ها
25
سن
26
  • نویسنده موضوع
  • #18
توصیفات رو بیشتر کردم
 
امضا : Lili.Da

Lili.Da

معلم انجمن
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
31/7/20
ارسالی‌ها
1,371
پسندها
31,092
امتیازها
60,611
مدال‌ها
25
سن
26
  • نویسنده موضوع
  • #19
هروقت مطمئن شدم این پارت درسته ادامشو درست میکنم

بعد از ادامه ای که‌نخوندید براتون میذارم
 
امضا : Lili.Da
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] *chista*

SETAYESH.MO

مدیر بازنشسته
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
11/12/20
ارسالی‌ها
2,222
پسندها
16,570
امتیازها
44,373
مدال‌ها
18
  • #20
گایز الان‌ویرایش کردم یه چک‌کنید

شاید بهتره برم اونجا و صاحب تلفن هم پیدا کنم .یه پیام به گوشیم رسید که بازش کردم . (هی بیبی ساعت 4 منتظرتم بیا و پسرا رو ببین.)
وا نیم ساعت دیگه که ساعت ۴ میشه. بدو بدو از روی تخت سفید رنگ بلند شدم و حاضر شدم. موهای مشکی رنگم رو ساده بالا بستم و یه مانتو کاربنی پوشیدم. روبروی تنها آینه اتاق که کنار در توالت بود ایستادم و شال سفید رو روی سرم انداختم. شلوار سرمه‌ای جینی که پوشیده بودم؛ خیلی برایم بلند بود و به تنم زار می‌زد. چیزی درونم غر زد تا تو باشی با دقت خرید کنی. از اتاق بیرون رفتم و پله ها رو پایین رفتم و به متصدی هتل گفتم که یک تاکسی خبر کند. درگیر حرف پسرک پشت گوشی بودم. چه می‌گفت؟ پسرا کی هستن؟...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا