با دماغم رو تابلو نقاشی کشیدمشب از خیال خابم میبره:/
تابلو_دماغ
گلابی های ما فنجون به دستن:/با دماغم رو تابلو نقاشی کشیدم
فنجون گلابی
زرافه میخواست بره آب بخوره مامانش با کتك موهاشو شونه کرد.گلابی های ما فنجون به دستن:/
شانه . زرافه
دل بچه ها عین ساعت میکوبهزرافه میخواست بره آب بخوره مامانش با کتك موهاشو شونه کرد.
دل_ساعت

نمی دونم چرا این قهوهه رنگ هویج بودش چرا؟دل بچه ها عین ساعت میکوبه
هویج . قهوه
سربازی سر گاو بازی افتاد توی جاده خاکی:/سنمی دونم چرا این قهوهه رنگ هویج بودش چرا؟
گاو_سربازی
دمپاییهای مادرم عکس پیشی دارهسربازی سر گاو بازی افتاد توی جاده خاکی:/
مادر . دمپایی
پسر بچه گربه رو سفت گرفدمپاییهای مادرم عکس پیشی داره
گربه_پسر
