نگاه کنید خرسَروهر روز میشینه بالای پرچین هاچین و واچین یه پاتو برچین
محکم و امن و عظیمسیاب بچرخ میچرخم،واینمیسم می گردم
گندم مامون در اومد، غصه هامون سر اومد
خورشید خانوم بیداره،حالا دیگه وقت کاره
از خوشه های گنم آرد و میدیم به مردم
یه مشت دونه بر می دارممیپره این ور اون ور همش تو فکر کاره
هرکه در آن راه یافتمن دوست دارم تاب بازی رو
تاب خوردن تو من و تو
الاکلنگ نوبتیه اول صف از اون جلو
آخر صف این عقبه تو بازیا این ادبه
یه صابون کوچیک موچیکدویدم و دویدم به یه گرگه رسیدم
گرگم به هوا ها ها ها یه کمی هم ترسیدم
تو بازی یاد می گیریم ما درس نظم و ترتیب
توپ ، عروسک،تیله و هفت تیر و دوچرخه سواری بیب بیب بیب
بازی ، بازی ، بازی