ایران معاصر سه خاطره از رضاشاه

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Rigina
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 242
  • کاربران تگ شده هیچ

Rigina

مدیر بازنشسته
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
11/5/21
ارسالی‌ها
4,223
پسندها
40,650
امتیازها
74,373
مدال‌ها
63
  • نویسنده موضوع
  • #1

1​

یك روز در مسافرت رضاشاه به مازندران در یكی از پیچ‌های گردنه جاجرود پیرمردی دهاتی ناگهان جلوی اتومبیل اوپیدا شد ود ستش را از شیشه اتومبیل داخل كرد. او از جا پرده و با هفت‌تیری كه همیشه كنار اتومبیلش بود به وی شلیك كرد و پیرمرد افتاد.

سپس پیاده شد و به آجودانش گفت او را كاوش كنید.

همانطور كه پیرمرد مشغول جان كندن بود او را تفتیش كردند و جز مكتوبی كه به زمین افتاده بود چیزی نیافتند كه در آن دادخواهی از رفتار امنیه كرده بود اما رضاشاه بدون اینكه متأثر شود سوار شد و به راه افتاد.

2​

رضاشاه سه چیز را خیلی دوست می‌داشت، تریاك، پول، كبكبه و عظمت. برای این سه چیز بی‌اختیار بود و خودداری در راه آنها برایش غیر ممكن بود. یك روز موقعی كه برای افتتاح راه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] amın
عقب
بالا