دلم می خواهد که بروم...
بروم از این خانه...
از این شهر...
از دل تمام مردم...
آنقدر بروم تا برسم به جایی که هیچکس مرا نشناسد...
جایی که کسی نه از من بداند نه از اطرافیانم....
جایی که نپرسند از گذشته ام...
جایی که نخواهند محکم باشند...
جایی که مشکلات داشته باشد اما کسی آن را درست نکرده باشد...
جایی که مردمانش بوی ادعا و دروغ ندهند...
من دلم می خواهد که بروم...