- برای تیامی
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم روزت مبارک
- برای تیامی
امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم
زندگی تلختر از زهر بوَد گر تو نباشی بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم.