- تاریخ ثبتنام
- 19/1/21
- ارسالیها
- 1,863
- پسندها
- 10,632
- امتیازها
- 38,678
- مدالها
- 47
- نویسنده موضوع
- مدیرکل
- #1
نویسنده: گابریل گارسیا مارکز
نام داستان: زنی که ساعت 6 می آمد
نام مترجم: احمد گلشیری
در بخشی از داستان زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می آمد میخوانیم: «در خروجی متحرک گشوده شد. در آن ساعت از روز، هیچکس به رستوران خوزه نمیآمد. چند لحظه پیش، ساعت دیواری شش ضربه نواخته بود. صاحب رستوران میدانست قبل از ساعت شش و نیم صبح، هیچکدام از مشتریهای دایمی او نمیآیند. دقیقا چند دقیقهای به شش صبح مانده بود که زنی طبق عادت هر روز صبحش به آنجا داخل شد و بدون آنکه کلمهای حرف بزند، بر روی چارپایهای در مقابل پیشخوان نشست. سیگاری خاموش در بین دو لـبش به چشم میخورد...» ...
نام داستان: زنی که ساعت 6 می آمد
نام مترجم: احمد گلشیری
در بخشی از داستان زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می آمد میخوانیم: «در خروجی متحرک گشوده شد. در آن ساعت از روز، هیچکس به رستوران خوزه نمیآمد. چند لحظه پیش، ساعت دیواری شش ضربه نواخته بود. صاحب رستوران میدانست قبل از ساعت شش و نیم صبح، هیچکدام از مشتریهای دایمی او نمیآیند. دقیقا چند دقیقهای به شش صبح مانده بود که زنی طبق عادت هر روز صبحش به آنجا داخل شد و بدون آنکه کلمهای حرف بزند، بر روی چارپایهای در مقابل پیشخوان نشست. سیگاری خاموش در بین دو لـبش به چشم میخورد...» ...