داستان داستان فارسی | دوقلوهای‌ سیاه و سفید

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع amın
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 318
  • کاربران تگ شده هیچ

amın

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
59
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,909
پسندها
84,770
امتیازها
96,979
مدال‌ها
192
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
_قضیه جولیا و جک رو شنیدی؟
+نه چیه؟
_20 سال پیش توی این مدرسه خواهر و برادری درس می خوندن... اسم دختره جولیا و اسم پسره جک بود...

جولیا دختری باهوش و زیبا بود هم معلما و هم بچه ها دوسش داشتن، شاگرد اول کلاس هم بود... جک هم خیلی باهوش بود و مخ همه دخترا رو می زد و همه دخترا دوسش داشتن... دوتا خواهر و برادر نمونه... تا اینکه... جولیا با کامیون تصادف می کنه... همه معلما و شاگردا ناراحت بودن و برادرش جک که حسابی داغون شده بود، دیگه به مدرسه نیومد... سه ماه از مرگ جولیا گذشت، دیگه برادرش هم به مدرسه نیومد... می دونی یکی از معلم ها چی می گفت؟
+ چی می گفت؟
_می گفت دوستای جولیا تو کلاس عجیب رفتار می کردن و می گفتن : جولیا اونجاست! جولیا هنوز زنده اس! معلم ها...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : amın

amın

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
59
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,909
پسندها
84,770
امتیازها
96,979
مدال‌ها
192
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
اون دختر وقتی افتاده بود لوله کوتاهی که از زمین در اومده بود تو گردن اون دختر فرو رفته بود و مرد... معلم ها سریع به محل حادثه رسیدن و دیدن دختر غرق خون رو زمین پخش شده و با چشم های باز و پوست خاکستری مرده... بعد از اون جریان کسی اون خواهر و برادر رو ندید...

چند ماه بعد از اون اتفاق یکی از بچه ها پیش مدیر رفت و گفت : شما یادتونه که چند ماه پیش دختری بر اثر اصابت لوله به گردنش مرد؟ معلم با بی حوصلگی جواب داد : خب؟ شاگرد در حالی که دست هاش میلرزید گفت : همون موقع ما جک رو دیدیم که اومده بود مدرسه...
معلم خودکار از دستش افتاد و با تعجب گفت : جک که بعد از مرگ جولیا بر اثر ناراحتی و افسردگی فوت کرد! همون موقع که داشت می گفت جک هم مرده چشمش به پنجره افتاد،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : amın
عقب
بالا