- تاریخ ثبتنام
- 6/1/22
- ارسالیها
- 19,885
- پسندها
- 84,763
- امتیازها
- 96,979
- مدالها
- 192
- سن
- 18
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #151
اسطوره پرسفون
پرسفون دخترک معصوم و ساده و جوان زئوس و دیمیتر بود. یک روز که او در دشت مشغول چیدن گل بود، یک گل نرگس زیبا را از زمین بیرون کشید که ناگهان زمین شکافته شد و هادس، فرمانروای مرگ و جهان زیرین، بطور رعدآسایی با ارابه طلایی اش که توسط چهار اسب وحشی و قوی جثه سیاه کشیده می شد، از شکاف زمین بیرون آمده و پرسفون را در حالی که جیغ می زد ربود و او را با خودش به عمق جهان زیرین برد. این امر با اجازه خود زئوس انجام شده بود و پرسفون به اجبار به همسری هادس درمی آید.
پرسفون در طول مدتی که در جهان زیرین بود، منفعل، آسیب دیده، ناامید و قربانی بود و قادر به فرار هم نبود. بالاخره با تلاشهای مادرش دیمیتر، زئوس مجبور شد هرمس را بفرستد تا پرسفون را برگرداند. هادس به...
پرسفون دخترک معصوم و ساده و جوان زئوس و دیمیتر بود. یک روز که او در دشت مشغول چیدن گل بود، یک گل نرگس زیبا را از زمین بیرون کشید که ناگهان زمین شکافته شد و هادس، فرمانروای مرگ و جهان زیرین، بطور رعدآسایی با ارابه طلایی اش که توسط چهار اسب وحشی و قوی جثه سیاه کشیده می شد، از شکاف زمین بیرون آمده و پرسفون را در حالی که جیغ می زد ربود و او را با خودش به عمق جهان زیرین برد. این امر با اجازه خود زئوس انجام شده بود و پرسفون به اجبار به همسری هادس درمی آید.
پرسفون در طول مدتی که در جهان زیرین بود، منفعل، آسیب دیده، ناامید و قربانی بود و قادر به فرار هم نبود. بالاخره با تلاشهای مادرش دیمیتر، زئوس مجبور شد هرمس را بفرستد تا پرسفون را برگرداند. هادس به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.