آموزشی "درس‌نامه‌ای از الیمپوس | Nyx’s Nocturnes"

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع PETRØVA.MIR
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 201
  • کاربران تگ شده هیچ

PETRØVA.MIR

کاربر حرفه‌ای
سطح
36
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/20
ارسالی‌ها
1,582
پسندها
28,799
امتیازها
61,673
مدال‌ها
39
  • نویسنده موضوع
  • #1
**مانیفستی در باب شکوفایی عشق‌های دارک و فانتزی در آینه اساطیر**
Picsart_24-09-05_19-25-37-513.jpg
***
تلمیذان و علاقمندان به جهان ادبیات، امروز ما به سفری عمیق و پررمز و راز در قلمرو اساطیر می‌رویم؛ به جایی که عشق‌های قیرگون و فانتزی، همچون رشته‌های ناپیدای سرنوشت، در تار و پود افسانه‌های کهن تنیده شده‌اند. این عشق‌ها، زاده‌ی قلب‌های شجاع و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] TomSasha

TomSasha

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
33
 
تاریخ ثبت‌نام
22/11/21
ارسالی‌ها
4,126
پسندها
23,540
امتیازها
55,873
مدال‌ها
54
  • مدیر
  • #2
***
در دل شب‌های تیره و سرد، در جایی که مهِ سنگین همچون چادری خاکستری بر زمین کشیده شده بود، قلعه‌ای سر به فلک کشیده و باستانی در آسمان گسترده می‌درخشید. قلعه‌ی تالار تارتاروس، محفل رازآلود و کهن که در آن هر ستاره‌ای که بر آسمان می‌درخشید، گویی قصه‌ای از اعماق افسانه‌ها در خود نهفته داشت.
***
آن شب، شاگردان در تالار بزرگ و دیجورِ قلعه، با دیوارهایی که همچون سنگ‌های یخ‌زده‌ی زمستانی، از سایه‌های اسطوره‌ها زمزمه می‌کردند، جمع شده بودند. شمع‌هایی که در شمعدان‌های آهنین می‌سوختند، تنها نورهای لرزانی بودند که در دل تاریکی تالار می‌رقصیدند. صدای باد سرد از میان پنجره‌های بلند و رنگین عبور می‌کرد و پرده‌های سنگین زرشکی، همچون بال‌های شب‌پرک‌های خفته، آرام و بی‌صدا به حرکت درآمده...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : TomSasha

TomSasha

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
33
 
تاریخ ثبت‌نام
22/11/21
ارسالی‌ها
4,126
پسندها
23,540
امتیازها
55,873
مدال‌ها
54
  • مدیر
  • #3

***
در دل شب‌های تیره و سرد، در جایی که مهِ سنگین همچون چادری خاکستری بر زمین کشیده شده بود، قلعه‌ای سر به فلک کشیده و باستانی در آسمان گسترده می‌درخشید. قلعه‌ی تالار تارتاروس، محفل رازآلود و کهن که در آن هر ستاره‌ای که بر آسمان می‌درخشید، گویی قصه‌ای از اعماق افسانه‌ها در خود نهفته داشت.
***
آن شب، شاگردان در تالار بزرگ و دیجورِ قلعه، با دیوارهایی که همچون سنگ‌های یخ‌زده‌ی زمستانی، از سایه‌های اسطوره‌ها زمزمه می‌کردند، جمع شده بودند. شمع‌هایی که در شمعدان‌های آهنین می‌سوختند، تنها نورهای لرزانی بودند که در دل تاریکی تالار می‌رقصیدند. صدای باد سرد از میان پنجره‌های بلند و رنگین عبور می‌کرد و پرده‌های سنگین زرشکی، همچون بال‌های...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : TomSasha
عقب
بالا