خلاصه:
کیمبرلی هنگام سفر با دوستانش، پیشبینی میکند که یک حادثه بزرگ در بزرگراه قرار است رخ بدهد و با هشدار او چند نفر نجات پیدا میکنند. وقتی حادثه واقعاً رخ میدهد، او متوجه میشود همان الگوی قسمت اول دوباره شروع شده است. بازماندهها یکییکی با اتفاقاتی غیرمنتظره روبهرو میشوند و کیمبرلی به کمک کلیر (بازمانده قسمت قبل) تلاش میکند راهی برای شکستن چرخه پیدا کند. این بار موضوع «بههمپیوستگی سرنوشتها» نقش مهمی دارد و روایت پیچیدهتر میشود. فیلم بیشتر روی حس تعقیب مرگ، تنش روانی و تلاش برای جلوگیری از حادثهها تمرکز میکند.