- تاریخ ثبتنام
- 29/7/25
- ارسالیها
- 1,328
- پسندها
- 4,306
- امتیازها
- 20,073
- مدالها
- 19
- نویسنده موضوع
- #1

ماده چسبناکی که از بین نمیرفت!
ایوان واقعاً دیگه نمیتوانست از پسر عموی خود کرمیت، مراقبت کند. کرمیت نمیخواست با کامپیوتر بازی کند، حتی نمیخواست فریزبی بازی کند!
او فقط و فقط میخواست درست وسط بازی ایوان و دوستش اندی مزاحم آنها شود؛ اما حالا اندی راه حلی پیدا کرده که یک درس حسابی به کرمیت بده، که برای همیشه از دست او راحت شود.
رنگش سبزه، چسبناک و لجنی است و در یک قوطی قرار دارد که روی آن نوشته شده بود «خون هیولا!» … .
«منبع: نشر ویدا»
ایوان واقعاً دیگه نمیتوانست از پسر عموی خود کرمیت، مراقبت کند. کرمیت نمیخواست با کامپیوتر بازی کند، حتی نمیخواست فریزبی بازی کند!
او فقط و فقط میخواست درست وسط بازی ایوان و دوستش اندی مزاحم آنها شود؛ اما حالا اندی راه حلی پیدا کرده که یک درس حسابی به کرمیت بده، که برای همیشه از دست او راحت شود.
رنگش سبزه، چسبناک و لجنی است و در یک قوطی قرار دارد که روی آن نوشته شده بود «خون هیولا!» … .
«منبع: نشر ویدا»
آخرین ویرایش