- تاریخ ثبتنام
- 29/7/25
- ارسالیها
- 1,328
- پسندها
- 4,306
- امتیازها
- 20,073
- مدالها
- 19
- نویسنده موضوع
- #1

اینها رد پای مرغ نیست… .
همه اهالی گوشن فالس، ونسای مرموز را میشناسند. او همیشه سیاه پوش است و حتی رمز لب سیاه هم میزند و مردم را طلسم میکند.
حداقل این چیزی است که آنها میگویند.
کریستال و برادرش کُل میدانند که آدم نباید هر چیزی را که میشنود باور کند؛ اما این مال وقتی بود که هنوز ونسا را عصبانی نکرده بودند. یعنی قبل از اینکه ونسا فریاد وحشتناکی بکشد:«جوجه، جوجه»
اتفاق عجیبی رخ داد. لبهای کریستال مثل منقار پرندهها سفت شد و تمام بدنش پوشیده از پرهای سفید و زشت شد… .
«منبع: نشر ویدا»
همه اهالی گوشن فالس، ونسای مرموز را میشناسند. او همیشه سیاه پوش است و حتی رمز لب سیاه هم میزند و مردم را طلسم میکند.
حداقل این چیزی است که آنها میگویند.
کریستال و برادرش کُل میدانند که آدم نباید هر چیزی را که میشنود باور کند؛ اما این مال وقتی بود که هنوز ونسا را عصبانی نکرده بودند. یعنی قبل از اینکه ونسا فریاد وحشتناکی بکشد:«جوجه، جوجه»
اتفاق عجیبی رخ داد. لبهای کریستال مثل منقار پرندهها سفت شد و تمام بدنش پوشیده از پرهای سفید و زشت شد… .
«منبع: نشر ویدا»