- تاریخ ثبتنام
- 17/9/25
- ارسالیها
- 230
- پسندها
- 892
- امتیازها
- 5,313
- مدالها
- 10
- سن
- 25
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
تصور کن یه صبح زود کنار یه دریا ایستادی. مه روی آب خوابیده. کمکم از دل مه یه چیز عجیب بیرون میاد… نه، یه کشتی نیست… صدها کشتیه. پشتشون هزاران سرباز. صدای طبل جنگ میاد. پرچمها تو باد میرقصن. و وسط همه اینها یه اسم داره زمزمه میشه: خشایارشا.
پادشاهی که میخواست کاری بکنه که هیچکس قبلش نکرده بود؛ با بزرگترین ارتشی که اون زمان دنیا به خودش دیده بود، از آسیا راه بیفته و بره سراغ یونان.
اما داستان خشایارشا فقط یه جنگ ساده نیست.
پادشاهی که میخواست کاری بکنه که هیچکس قبلش نکرده بود؛ با بزرگترین ارتشی که اون زمان دنیا به خودش دیده بود، از آسیا راه بیفته و بره سراغ یونان.
اما داستان خشایارشا فقط یه جنگ ساده نیست.