بزرگان تاریخ عطار؛ قصهٔ مردی که دنبال خودش راه افتاد

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع FROSTBITE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 3
  • کاربران تگ شده هیچ

FROSTBITE

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
229
پسندها
797
امتیازها
4,013
مدال‌ها
9
سن
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
اگه هزار سال پیش سر بزنی به نیشابور، وسط دود و دم بازار، یه دکان کوچیک پیدا می‌کنی که بوی گل‌گاوزبان و کندر و ریحون ازش میاد. پشت میز، مردی نشسته که ظاهرش خیلی معمولیه، ولی چشماش یه جور برق خاص داره؛ انگار چیزی می‌بینه که بقیه نمی‌بینن.
اسمش فریدالدین محمد عطار نیشابوریه.
آدمی که قرار بود یه عمر عطاری کنه، نسخه بده، دوا بسازه…

ولی یه روز به خودش اومد و دید روحش دنبال چیز دیگه‌ایه؛ دنبال معنا، حقیقت، بی‌قراری انسان، و راهی که از دل آدم رد می‌شه نه از جاده‌های دنیا.
این روایت، قصه این بیداریه.
قصه مردی که با ترک عطاری شاعر شد، با ترک خود، عارف شد، و با کلماتش آسمون ساخت.
 
امضا : FROSTBITE
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها] Samet69

FROSTBITE

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
229
پسندها
797
امتیازها
4,013
مدال‌ها
9
سن
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
نام کامل: فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم عطار نیشابوری
تولد: حدود ۵۳۷ تا ۵۴۰ قمری (اختلاف نظر هست)
محل تولد: نیشابور، یکی از بزرگ‌ترین مراکز فرهنگی و علمی خراسان
شغل خانواده: پدر و خودش عطّار بودند. عطاری در آن زمان ترکیبی از داروسازی، طبابت سنتی و فروش گیاهان دارویی بود.

نیشابور در دورهٔ سلجوقیان و غوریان، شهری توسعه‌یافته، پرجمعیت، عالم‌پرور و قطب تصوف بود.
همین محیط، زمینهٔ رشد ذهنی و عرفانی او را فراهم کرد.
 
امضا : FROSTBITE
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Samet69

FROSTBITE

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
229
پسندها
797
امتیازها
4,013
مدال‌ها
9
سن
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
عطار توی قرن ششم هجری توی نیشابور به دنیا اومد؛
نیشابوری که اون زمان یکی از مهم‌ترین شهرهای ایران بود؛ پُر از مدرسه، بازار، صوفی‌خانه، کاروانسرا… خلاصه یه جور مرکز فرهنگی.
خانوادهٔ عطار، خانواده‌ای اهل دین و کسب‌وکار بود.
پدرش عطاری داشت، و فریدالدین از همون بچگی وسط شیشه‌های شربت و گیاهان دارویی و نسخه‌های پیچیده بزرگ شد.
این یعنی چی؟
یعنی از نزدیک «درد مردم» رو می‌دید.
آدمایی که با غم، ترس، بیماری، دعا، حاجت… می‌اومدن پیشش.
همین دیدن‌ها، بعداً تو شخصیت شاعر و عارف شدنش خیلی نقش داشت.
 
امضا : FROSTBITE
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها] Samet69
عقب
بالا