کتاب کتاب | Twilight

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع | Ṃὄђᾄммᾄḋ |
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 3
  • کاربران تگ شده هیچ

| Ṃὄђᾄммᾄḋ |

ویراستار ادبیات
سطح
27
 
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
1,713
پسندها
18,256
امتیازها
43,073
مدال‌ها
36
  • نویسنده موضوع
  • #1

گرگ و میش؛ کتاب ترسناک عاشقانه
گرگ و میش از بهترین کتاب های ترسناک

کتاب ترسناک «گرگ و میش» رمانی عاشقانه و ترسناک اثر نویسنده و تهیه‌کننده‌ی آمریکایی «استفانی مه یر» از بهترین رمان‌های ترسناک است که اولین بار 2005 منتشر شد. این کتاب پرفروش‌ترین کتاب سال 2008 بود و تاکنون به 37 زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. کتاب‌های این مجموعه عبارت‌اند از: گرگ و میش، ماه نو، کسوف، سپیده‌دم جلد اول و سپیده‌دم جلد دوم.
 

| Ṃὄђᾄммᾄḋ |

ویراستار ادبیات
سطح
27
 
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
1,713
پسندها
18,256
امتیازها
43,073
مدال‌ها
36
  • نویسنده موضوع
  • #2
این کتاب ترسناک اولین کتاب از مجموعه‌ی «گرگ و میش» است و ایزابلا سوان هفده‌ساله را معرفی می‌کند که از فینیکس در آریزونا به فورکس در واشنگتن نقل‌مکان می‌کند تا در کنار پدرش چارلی زندگی کند.

او بعدازاینکه عاشق یک خون‌آشام 103 ساله در بدن 17 ساله «ادوارد کالن» می‌شود، در معرض خطر قرار می‌گیرد. ادوارد به او هشدار می‌دهد که صحبت کردن یا حتی نزدیک شدن به او برایش خطرناک است و نمی‌تواند با او باشد زیرا خون ایزابلا نسبت به خون بقیه‌ی انسان‌ها، بوی خیلی خوبی دارد و ادوارد نمی‌تواند در برابرش مقاومت کند.

اقتباس فیلم این رمان که سال 2008 منتشر شد، یک موفقیت تجاری بود و بیش از 392 میلیون دلار درآمد داشت.
 

| Ṃὄђᾄммᾄḋ |

ویراستار ادبیات
سطح
27
 
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
1,713
پسندها
18,256
امتیازها
43,073
مدال‌ها
36
  • نویسنده موضوع
  • #3
در قسمتی از کتاب «گرگ و میش» می‌خوانیم:

«ادوارد را دیدم که به اتومبیل من نزدیک می‌شد و نگاهش را مستقیما به‌طرف جلو دوخته بود و لب‌هایش را به هم می‌فشرد. به‌سرعت در را گشودم و خودم را داخل اتومبیل انداختم و در را با صدای محکمی پشت سرم کوبیدم. موتور را با صدای کرکننده‌ای روشن کردم و با دنده‌عقب خودم را به ورودی پارکینگ رساندم. اما کمی جلوتر، ادوارد را دیدم که در اتومبیل خودش نشسته و راه خروج از پارکینگ را بسته بود به‌آرامی اتومبیلش را در جلوی اتومبیل من پیش می‌برد و گویا هیچ عجله‌ای برای باز کردن راه نداشت.»

منبع دیجی کالا
 

موضوعات مشابه

عقب
بالا