متفرقه متفرقه | آل یا زائو ترسان، واقعیت یا توهم؟!

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع BITAΨ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 25
  • کاربران تگ شده هیچ

BITAΨ

نگاربان
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
10/7/21
ارسالی‌ها
2,412
پسندها
27,281
امتیازها
51,373
مدال‌ها
29
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #1
آل یا زائو ترسان


آل یا زائو ترسان
این موجود خیالی که در باور مردمان قفقاز، ایران، آسیای میانه و بخشی از جنوب روسیه وجود داشته، در مناطق مختلف با نام های متفاوتی هم شناخته می شد. به این موجود اهریمنی تو بین کرد زبانها ئاله شه وه ، تو قفقاز الک، تو افغانستان و تاجیکستان هال یا خال، تو کشور های ترک زبان آسیای میانه آلباستی یا آلماستی، تو بین مردم تالش آله ژنک و تو کشمیر و بدخشان هالماستی می گفتن.

در داستان ها و روایات این موجودات خرافی با بینی گلی، چشمانی آتشین، موهایی ژولیده و نامرتب، دندان هایی آهنین با نیش هایی به جلو آمده مانند گراز های وحشی توصیف شده که علاوه بر کارهایی که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : BITAΨ

BITAΨ

نگاربان
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
10/7/21
ارسالی‌ها
2,412
پسندها
27,281
امتیازها
51,373
مدال‌ها
29
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #2
در اون دوران تقریبا تو همه ی مناطقی که به این موجود افسانه ای باور داشتن، از انواع و اقسام روش ها برای مبارزه با آل استفاده می کردن مثلا یهودی ها تا سه سال موهای پسراشون رو کوتاه نمی کردن تا آل دچار شک و تردید بشه و یا تو ایران موقع زایمان، مردی از طایفه ی زن به پشت بام می رفت و بر تشت مسی می کوفت. تو بعضی از مناطق هم به هیچ وجه تو اتاق و وسایل خواب نوزاد و مادر از رنگ قرمز استفاده نمی کردن و تو ده روز اول زایمان، نام اصلی زائو را به زبان نمی آوردن و اون رو با نام های مریم، عذرا و یا مادر حضرت مسیح صدا میزدن و تا سه روز هم به زن زائو آب نمی دادن. تو بعضی جاها هم موقع زایمان اذان می گفتن و قرآن می خوندن و با خالی کردن آب حوض، تلاش می کردن تا از رسیدن آل به آب جلوگیری کنن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : BITAΨ

BITAΨ

نگاربان
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
10/7/21
ارسالی‌ها
2,412
پسندها
27,281
امتیازها
51,373
مدال‌ها
29
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #3
اگه به شنیدن این جور داستان ها علاقه دارین و دلتون می خواد ساعت ها پای صحبت بزرگترها بشینین و از ماجراهای اون روزها بشنوین، بهتون پیشنهاد می کنم یه سر به اتاق هالای پوزان مجموعه ی انیگما بزنین و یه سفر یه ساعته به روزهای قدیم و ماجراهای آل و طلسمهاش داشته باشین.

سناریوی این اتاق فرار از این قراره که میرزا محمد آقاجانیان پسر کدخدای روستای سردرود، تصمیم می گیره با وجود همه ی مخالفت های خانوده با خدیجه دختر زیبا اما رعیت زاده ی روستا ازدواج کنه. چند سالی میگذره و میرزا محمد که حالا بعد از مرگ پدر به کدخدایی روستا رسیده، صاحب اولادی نشده و همین موضوع باعث میشه تا دوباره حرف و حدیث های جدیدی از سر گرفته بشه.

به خاطر بچه دار نشدن خدیجه، میرزا محمد مجبور میشه به اصرار مادر و خواهرش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : BITAΨ
عقب
بالا