هنرمندان هنرمندان | هنرمندانی که از هنر خودشان متنفر بودند!

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Four
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 28
  • کاربران تگ شده هیچ

Four

کاربر فعال
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
10/5/21
ارسالی‌ها
1,359
پسندها
44,676
امتیازها
60,573
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #1
فرض کن سال‌ها وقت بزاری روی یک تکنیک، اسمت در کتاب‌ها بیاید، مردم آثارت را بخرند و تحسینت کنند… ولی خودت هر بار که به کارهایت نگاه کنی، دلت بگیرد.
نه از سر فروتنیِ ساختگی، نه به خاطر کمال‌گراییِ معمولی.
از سر یک نفرت واقعی.

در تاریخ هنرهای تجسمی، هنرمندانی بوده‌اند که نقاشی‌ها و مجسمه‌هایشان را دوست نداشتند. نه این که پشیمان شده باشند. از ته دل از دست خودشان و کاری که کرده بودند، بیزار بودند.
 
امضا : Four

Four

کاربر فعال
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
10/5/21
ارسالی‌ها
1,359
پسندها
44,676
امتیازها
60,573
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #2
میکل‌آنژ (مجسمه‌ساز و نقاش)

بله، همان کسی که تندیس داوود و سقف کلیسای سیستین را ساخت.
میکل‌آنژ در نامه‌های شخصی اش بارها نوشته که از مجسمه‌سازی متنفر بوده. نه به این خاطر که بلد نبود، بلکه چون فکر می‌کرد این کار او را از هنر حقیقی که در ذهنش بود دور می‌کند.
می‌گفت: «هر سنگی که می‌تراشم، به من یادآوری می‌کند که نتوانستم به آن چه در ذهنم بود برسم.»
او حتی مجسمه‌هایی را که امروز شاهکار می‌دانیم، «تکه‌های ناقص یک رؤیای شکست‌خورده» خطاب کرده.
 
امضا : Four

Four

کاربر فعال
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
10/5/21
ارسالی‌ها
1,359
پسندها
44,676
امتیازها
60,573
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #3
فرانسیس بیکن (نقاش)

بیکن یکی از عجیب‌ترین موارد نفرت از کار خودش است.
نزدیک به صدها تابلو از آثار اولیه خودش را نابود کرد. نه این که بفروشد، نه پنهان کند. لفظاً تکه‌تکه کرد و سوزاند.
دلیلش: «نقاشی‌هایم به اندازه‌ی کافی زشت نیستند. آن قدرها هم که باید، دلهره‌آور نشده‌اند.»
او معتقد بود اگر بعد از تمام شدن یک تابلو، حالت تهوع به سراغت نیاید، آن تابلو شکست خورده است.
 
امضا : Four

Four

کاربر فعال
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
10/5/21
ارسالی‌ها
1,359
پسندها
44,676
امتیازها
60,573
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #4
کامی کلودل (مجسمه‌ساز)

شاگرد و معشوقه‌ی رودن، اما بسیار فراتر از او در نبوغ فنی.
کامی در بیست سال آخر زندگی‌اش که در تیمارستان بستری بود، از دیدن مجسمه‌های خودش گریه می‌کرد. نه از حسرت. از بیزاری.
می‌گفت: «این دست‌ها، این پیکرهای سنگی… من نبودم که آن‌ها را ساختم. یک غریزه‌ی بیمار درونم آن‌ها را بیرون انداخت.»
او حتی وصیت کرد هیچ‌کدام از آثارش بعد از مرگش نمایش داده نشود. (وصیتش اجرا نشد.)
 
امضا : Four

Four

کاربر فعال
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
10/5/21
ارسالی‌ها
1,359
پسندها
44,676
امتیازها
60,573
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #5
اگون شیله (نقاش)

نقاشی که تابلوهایش جنسی و زننده و درخشان است.
شیله در دفترچه‌هایش بارها نوشته: «نقاشی که امروز تمام کردم… از آن متنفرم. انگار یک دلقک آن را کشیده.»
جالب این جاست که همان تابلوها امروز میلیون‌ها دلار فروخته می‌شوند.
او حتی چند روز قبل از مرگش، دو تابلو را با چاقو پاره کرد چون می‌گفت «حالم را بد می‌کنند.»

منبع: فور کاربر انجمن یک رمان
 
آخرین ویرایش
امضا : Four
عقب
بالا