تئوری تئوری | تئوری فرودگاه بی‌پایان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سَنا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 4
  • کاربران تگ شده هیچ

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,067
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #1
توضیح :

فرض کن وارد یک فرودگاه بزرگ می‌شوی. بلیط داری، چمدان تحویل داده‌ای، از گیت عبور کرده‌ای. به سالن پرواز می‌رسی. اما تابلوها مدام تغییر می‌کنند. هر بار به سمت یک گیت می‌روی، شماره آن عوض می‌شود. مسیرها به هم وصل هستند؛ پله برقی تو را به طبقه‌ای می‌برد که شبیه طبقه قبلی است. فروشگاه‌ها را می‌بینی، کافه‌ها، مسافران دیگر – همه مشغول انتظارند. یکی دارد روزنامه می‌خواند، یکی با گوشی حرف می‌زند. هیچ‌کس نگران نیست. تو از یک کارمند می‌پرسی «پرواز من کجاست؟». او لبخند می‌زند و می‌گوید: «ببخشید، الان سیستم ایراد داره. لطفاً اندکی صبر کنید». ساعت می‌گذرد. یکی از مسافران دیگر به تو نزدیک می‌شود و زمزمه می‌کند: «من سی سال است اینجام. پروازی در کار نیست. این فرودگاه برای خروج ساخته نشده،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,067
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #2
وحشتناک‌ترین بخش این تئوری فلسفی (که به «بهشت‌های انتظار» معروف است) این ادعاست:

شاید پس از مرگ، بلافاصله وارد بهشت یا جهنم نمی‌شوی. بلکه وارد یک «فضای بینابینی» می‌شوی که شبیه خاطره‌ای از یک فرودگاه شلوغ است. چون مغز انسان نمی‌تواند «هیچی» را تصور کند، آخرین تصویر آشنا (شلوغی، انتظار، بی‌خبری از مقصد) را بی‌نهایت بار تکرار می‌کند. شاید پدیده «نزدیک به مرگ و دیدن نور» فقط همان لحظه ورود به فرودگاه است. بعد از آن، سی سال انتظار در فروشگاه‌های بی‌مقصد... و تو حتی نمی‌دانی مرده‌ای، چون هنوز داری منتظر اعلام پرواز هستی.


منبع : ویکی پدیا
 
امضا : سَنا
عقب
بالا