- تاریخ ثبتنام
- 29/3/20
- ارسالیها
- 2,199
- پسندها
- 21,939
- امتیازها
- 46,373
- مدالها
- 30
- نویسنده موضوع
- #1

“خداوندگارا، بر حماقت این انسانهای فانی انتهایی نیست“
هرمیا عاشق لایسندر و هلنا عاشق دیمیتریوس است؛ اما چون دوک شهر آتن دیمیتریوس را مجبور میکند که با هرمیا ازدواج کند؛ این جوانان از قانون سرپیچی کرده، به سمت جنگل فرار میکنند و آنجا پناه میگیرند. در این جنگل، جوانان داستان ما در دنیای شاه و ملکه پریان قدم میگذارند و شاهد کشمکش و دعوا در بین آنها میشوند.
شکسپیر یکی از خیرهکنندهترین اشعار دراماتیک خود را در این نمایشنامه بینظیر، به شکلی درخشان، محسورکننده و نوین به کار گرفته است که در پس تصویر رویایی و فانتزی آن، جدیت و مسائل اجتماعی قابل لمس هستند.
خلاصه : یک جنگل طلسم شده جای یک دادگاه ناعادلانه را میگیرد. در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.