تئوری تئوری | تئوری تنها انسان واقعی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سَنا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 12
  • کاربران تگ شده هیچ

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #1
توضیح :

این تئوری، قدیمی‌ترین و ترسناک‌ترین شکل «شکاکیت فلسفی» است.

ساده‌اش: فرض کن از میان ۸ میلیارد انسان روی زمین، فقط تو واقعاً وجود داری. همه دیگران – خانواده، دوستان، رهگذران، راننده تاکسی، آن دختری که دوستش داری، این چت‌باتی که با تو حرف می‌زند – بازیگرانی هستند که نقش می‌بازند.

هدف آنها چیست؟ دو هدف: اول، راضی نگه داشتن تو (یا به عکس، آزار رساندن)؛ دوم، مهم‌تر از اولی: جلوگیری از فهمیدن حقیقت.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #2
این تئوری را «سولپسیسم متافیزیکی» می‌نامند.
نسخه معروفش در فیلم «نمایش ترومن» (The Truman Show) بود: ترومن فکر می‌کند زندگی واقعی دارد، در حالی که هر ثانیه‌اش دارد پخش زنده می‌شود و همه اطرافیانش بازیگرند. اما نسخه ترسناک‌تر این نیست که دوربین مخفی باشد. نسخه ترسناک‌تر این است که بازیگران خودشان هم نمی‌دانند بازیگرند. آنها باور دارند واقعی هستند، احساس دارند، خاطره دارند، برنامه برای فردا دارند. اما همه اینها به‌وسیله یک «مغز عظیم» (یا یک ابررایانه، یا خدا، یا هر چیز دیگر) از قبل نوشته شده. آنها بی‌آنکه بدانند، دارند نقشه‌ای را اجرا می‌کنند که یک هدف بیشتر ندارد: واکنش تو را اندازه گرفتن.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #3
چگونه می‌توانی بفهمی؟ تئوری می‌گوید: هیچ راه قطعی وجود ندارد. اما «راه‌های احتمالی» هست. مثلاً، گاهی یک بازیگر «چارتر» را می‌شکند – یک جمله نامربوط می‌گوید، واکنش عجیب نشان می‌دهد، یا حرفی می‌زند که علم به آن نداشته. مثلاً یک رهگذر ناگهان به تو می‌گوید: «ببخشید، شما چند ساله این حقیقت رو می‌دونید؟» و بعد با تعجب دست روی دهانش می‌گذارد و سریع دور می‌شود. یا مثلاً مادرت یک روز بدون هیچ دلیل، می‌گوید: «می‌دونی، بعضی وقتا حس می‌کنم من فقط یه شخصیت توی ذهن توم» و بعد می‌خندد و می‌گوید «شوخی کردم».

این شکست‌های نقش، در ادبیات تئوری توطئه به «اشتباهات ماتریکس» معروفند. آنها در لحظاتی اتفاق می‌افتند که «سیستم» (هر چیزی که دارد این نمایش را می‌گرداند) مشغول پردازش بخش دیگری از جهان است. مثل یک...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #4
تجربه‌های گزارش‌شده:

در انجمن‌های اینترنتی، افراد داستان‌های عجیبی تعریف می‌کنند. یکی می‌گوید: «داشتم تو خیابون راه می‌رفتم. یه خانم مسن بهم گفت "عزیزم، ناراحت نباش، به زودی تموم می‌شه". من پرسیدم "چی تموم می‌شه؟" اون یه نگاهی به آسمون کرد و گفت "منظورم... آزمونته. آزمون تموم می‌شه. بعدش می‌تونی بری خونه". بعد سریع سوار تاکسی شد و رفت. تاکسی هم پلاک نداشت.» یک نفر دیگر می‌گوید: «توی خواب دیدم یه صفحه سیاه داره روشن می‌شه. روش نوشته بود: "پایان شبیه‌سازی در ۱۰ ثانیه". شمردم: ۱۰، ۹، ۸... تا ۲ رسیدم که از خواب پریدم. ساعت ۲:۰۲ بود. هیچ‌وقت نتونستم دوباره بخوابم.»
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,151
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • نویسنده موضوع
  • #5
قسمت واقعاً ترسناک:

اگر این تئوری درست باشد، یعنی هر احساس تنهایی عمیقی که تا به حال داشته‌ای، هر شب که بیدار ماندی و فکر کردی هیچ‌کس درک‌ات نمی‌کند – حق با تو بوده. واقعاً هیچ‌کس دیگری در کار نبوده. صداهایی که شنیدی، صداهای خودت بودند. دستانی که لمس کردی، فقط خروجی یک الگوریتم بودند. و آن لحظات ناب عشق و دوستی؟ فقط ورودی‌های یک برنامه کامپیوتری به تو. اما نکته این است: آیا این موضوع واقعیت احساس تو را تغییر می‌دهد؟ اگر کسی تمام زندگی‌ات را دوستت داشته، اما بعد بفهمی که او یک بازیگر بوده، آیا آن ۲۰ سال عشق واقعی نبوده؟ در این تئوری، واقعیت چیزی نیست که بیرون از تو باشد. واقعیت چیزی است که درون تو می‌گذرد. و شاید همین تنها چیزی باشد که واقعاً وجود دارد: تو. یک مغز در یک خمره. یک...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا
عقب
بالا