- تاریخ ثبتنام
- 14/10/25
- ارسالیها
- 835
- پسندها
- 1,567
- امتیازها
- 11,273
- مدالها
- 10
- نویسنده موضوع
- #1
دستبند قرمز
پزشکی در بیمارستانی کار میکرد، بیمارستانی که بیماران با نوارهای رنگی که به مچ دستشان بسته شده بود مشخص شده بودند.
سبز: زنده.
قرمز: فوت شده.
یک شب، به پزشک دستور داده شد که چند وسیله از زیرزمین بیمارستان بیاورد، بنابراین به سمت آسانسور رفت. درهای آسانسور باز شد و بیماری داخل آسانسور بود که سرش به کار خودش بود.
به بیماران اجازه داده شده بود تا در بیمارستان پرسه بزنند تا کمی استراحت کنند، به خصوص آنهایی که مدت زیادی بستری بودند. قانون این بود که قبل از ساعت ده به اتاقهایشان برگردند.
پزشک قبل از اینکه شماره زیرزمین را فشار دهد، به بیمار لبخند زد. او متوجه شد که زن دکمهای را از قبل فشار نداده است...
پزشکی در بیمارستانی کار میکرد، بیمارستانی که بیماران با نوارهای رنگی که به مچ دستشان بسته شده بود مشخص شده بودند.
سبز: زنده.
قرمز: فوت شده.
یک شب، به پزشک دستور داده شد که چند وسیله از زیرزمین بیمارستان بیاورد، بنابراین به سمت آسانسور رفت. درهای آسانسور باز شد و بیماری داخل آسانسور بود که سرش به کار خودش بود.
به بیماران اجازه داده شده بود تا در بیمارستان پرسه بزنند تا کمی استراحت کنند، به خصوص آنهایی که مدت زیادی بستری بودند. قانون این بود که قبل از ساعت ده به اتاقهایشان برگردند.
پزشک قبل از اینکه شماره زیرزمین را فشار دهد، به بیمار لبخند زد. او متوجه شد که زن دکمهای را از قبل فشار نداده است...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.